مقایسۀ نگرش کانت و مطهری در خصوص مفهوم حق و تکلیف
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی ، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
3 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
4 استادیار، گروه علوم سیاسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، واحد تهران جنوب، دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2021.294270.1973چکیده
در باب سرشت، ماهیت و همچنین کارکرد مفاهیمی همچون «حق» و «تکلیف» در طول تاریخ تأملات نظری زیادی صورت گرفته است. این دو مفهوم در بطن معنایی خود نشانی از اجتماعی بودن بشر دارند. هدف مقالۀ حاضر بررسی تطبیقی رویکرد کانت و مطهری در باب نسبت حق و تکلیف است. حاصل این بررسی که با روش هرمنوتیک مولف محور انجام یافت نشان میدهد که هر دو متفکر در زمینههای تاریخی نسبتا مشابهی یعنی دوره روشنگری و انقلاب اسلامی ایران مباحثی قابل تامل مرتبط با حق و تکلیف در آرای خود انعکاس دادهاند. کانت تلاش میکند تا با اتکا برعقل خودبنیاد و بسط مفهوم عقلانیت و اولویت دادن به مقوله حق، مسئلۀ تکلیف را نیز تعریف کند، اما مطهری با بهرهگیری از دو نیروی عقل و آموزههای دینی این دو مقوله را به شکل توامان و متوازن مطرح می کند. با این حال، دستاوردهای کانت در زمینۀ تعریف مقولاتی چون آزادیبه مثابه حق و نسبت آن با امر مطلق زمینهای مهم است که بسیاری از متفکران غربی و شرقی ازجمله مطهری از آن تأثیر پذیرفتهاند.