تأثیر عوامل خلقگرا و موقعیتگرا بر تصمیمگیری های سیاست خارجی سید محمدخاتمی و محمود احمدینژاد بر مبنای نظریات زیگموند فروید و کارلگوستاویونگ
نویسندگان
1 دانشیار، گروه علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری، گروه روابط بین الملل، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران
3 استادیار، گروه روابط بین الملل، واحد شاهرود، دانشگاه آزاد اسلامی، شاهرود، ایران (نویسنده مسئول)
doi
10.30510/psi.2023.409259.4358چکیده
روانشناسی سیاسی، شاخهای میان رشتهای و ترکیبی از رشته روانشناسی و علوم سیاسی است. در واقع این علم به بررسی رفتار و فرآیندهای انسان در تعامل با سیاست و عملکرد سیاسی می پردازد. پردازش اطلاعات، استراتژی یادگیری، جامعه پذیری و شکل نگرش سیاسی هستند. در این بین کاری که روانشناسان انجام میدهند بررسی رفتار و نگرشها و طرز تفکر افراد سیاستمدار در ارتباط با تصمیماتی که میگیرند، میباشد. چرا که بر اساس باور این علم تصمیمات یک فرد سیاستمدار یا افراد در ساختار سیاستگذاری به شدت تحت تأثیر عواملی همچون رفتار و تفکر این افراد می باشد که ریشه در دوران کودکی، محیط خانواده، محیط جامعه، ژنتیک و حتی رشته های اعصاب آنها دارد. بر این اساس و با شناخت نسبت به این علم و تأثیری که بر رفتار سیاستمداران می گذارد، مقاله حاضر با استمداد جستن از این علم در چارچوب تئوری خلقگرایی و موقعیتگرایی بر اساس نظریات زیگموند فروید و کارل گوستاو یونگ به بررسی عوامل روانشناختی تأثیرگذار در تصمیمات سیاست خارجی دو رئیس جمهور ایران -سید محمد خاتمی و محمود احمدی نژاد- و همچنین توضیح و تبیین تصمیمات سیاست خارجی آن ها می پردازد. اما با توجه به این که دسترسی به اطلاعات سیاستمداران چه در زمینه شخصی و فردی و چه در حوزه کاری، جزو اسناد و مدارک محرمانه به حساب می آید و دسترسی به آن برای دیگران نسبتاًغیرممکن میباشد، در این نوشته برای بدست آوردن اطلاعات درست، با استفاده از جمعآوری اطلاعات و روش توصیفی و تحلیلی با مطالعه آثار فارسی و خارجی چاپ شده در زمینه موضوع مقاله حاضر، به تحقیق و واکای پرداخته شده است.