نهج البلاغه و حقوق اساسی
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری حقوق عمومی،گروه حقوق، واحد قشم، دانشگاه آزاد اسلامی، قشم، ایران
2 استاد حقوق عمومی دانشگاه تهران، گروه حقوق عمومی ، ایران
3 استادیار، گروه حقوق کیفری و جرم شناسی، دانشگاه جامع امام حسین علیه السلام، ایران
doi
10.30510/psi.2021.241851.1212چکیده
دین مبین اسلام به جهت شناختی که از انسان و ابعاد وجودی او دارد، تعالیمی را در آموزههای خود قرار داده است که به جهت برخی بیتوجهیها، تاکنون نتوانسته آنگونه که شایسته آن میباشد، از آن بهرهبرداری گردد. یکی از منابع غنی اسلامی در حوزه حقوق، علیالخصوص حقوق عمومی کتاب پرفیض نهج البلاغه است که با مطالعه سطر به سطر آن به معانی ژرف و عمیقی دست خواهیمیافت که میتواند برای بشریت پس از قرآن کریم و سخنان گوهربار خاتم نبی(ص)، به عنوان منبع عظیم محسوب گردد. حقوق عمومی و ارتباط شهروندان با ساختار قدرت در نهجالبلاغه به گونهای نمود دارد که به جرأت میتوان ادعا کرد، هیچ یک از منابع اسلامی تا این حد از غنا به این موضوع نپرداختهاند. به عبارت دیگر، با دقت در مضامین این کتاب، این نکته مستفاد میگردد، که جمع بین اخلاق و حکومت امری ناممکن نیست. باید اذعان کرد که حقوق عمومی در منظر امام علی(ع) از اقبال و اهمیت زیادی برخوردار بوده است. از این روی در نهج البلاغه، رابطه بین فرد و حکومت گسترش یافته است. بدین ترتیب، مفاهیم زیادی مثل فرد، دولت، شهروند، اخلاق، جامعه و ... با هم ارتباط می یابند. سوال اصلی در این نوشتار این است که: اصول حقوق عمومی در نهج البلاغه دارای چه جایگاه و نقشی هستند؟ که به روش توصیفی تحلیلی و بر اساس منابع کتابخانهای و اسنادی به دنبال پاسخ آن هستیم.