بررسی تطبیقی رویکرد سند ۲۰۳۰ و سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش ایران به عدالت آموزشی جنسیتی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری دانشگاه آزاد علوم و تحقیقات تهران-هیات علمی دانشگاه آزاد ایلام

2 هیات علمی/ دانشکده حقوق دانشگاه شهید بهشتی

3 گروه حقوق عمومی،دانشکده حقوق،دانشگاه شهید بهشتی،تهران،ایران

doi
10.22054/qjpl.2019.34379.1910
چکیده

در قرن اخیر، یکی از مهم­ترین آرمان­های جوامع در بحث آموزش، نیل به عدالت آموزشی می­باشد. با توسعه­ نقش زنان در فعالیت­های اجتماعی، جنس و جنسیت به چالش­برانگیزترین زمینه­ عدالت آموزشی بدل شده است. در نظام حقوقی ایران، سند تحول بنیادین در آموزش و پرورش ایران و در عرصه­ بین­المللی سند 2030، اسناد شاخص در بحث عدالت آموزشی می‌باشند. در تحقیق پیش‌رو، گردآوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانه­ای و روش توصیفی ـ تحلیلی است و منابع گردآوری شده به روش فیش­برداری دسته­بندی می­شود. روش تجزیه و تحلیل داده­ها، روش تحلیلی می­باشد. دو سند موضوع تحقیق، دارای نقاط اشتراک و افتراق می­باشند. نقطه­ اشتراک اسناد مربوط به شأن و منزلت انسان­هاست. در این خصوص هر دو سند، منزلتی یکسان برای جنس زن و مرد قایل می­باشند. نقطه­ افتراق اسناد مربوط به معنایی است که هر یک از این اسناد از عدالت و آموزش در نظر دارند. سند 2030 از عدالت معنایی مرادف با برابری برداشت می­نماید و عدالت جنسیتی را در برابری جنسیتی در امر آموزش تعریف می­کند. سند تحول بنیادین معتقد به توزیع آموزش متناسب با نیازها و نقش­های هر یک از دو جنس است. ابهام سند بنیادین در تبیین نیازها و نقش­های هر جنس بزرگترین نقطه ضعف این سند به حساب می­آید.

کلیدواژه‌ها