زن و جایگاه او در اندیشه افلاطون
نویسندگان
1 گروه فلسفه، واحد خرمآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرمآباد، ایران.
2 گروه علوم سیاسی، واحد خرمآباد، دانشگاه آزاد اسلامی، خرمآباد، ایران
doi
10.30510/psi.2022.350738.3697چکیده
زنان هماره نیمی از جامعه را تشکیل دادهاند و بخشی از ساختار جامعه بودهاند. این نیمه از جامعه انسانی در طول تاریخ دیدگاههای گوناگونی بیانشده است؛ برخی زن را همسنگ مرد دانسته و برخی دیگر او را فروتر از مرد دانستهاند. هدف این تحقیق بررسی جایگاه و نقش زن در اندیشه افلاطون؛ فیلسوف بزرگ یونانی است. این پژوهش بر آن است تا با بررسی متون افلاطون درباره زن، جایگاه واقعی زن ازنظر افلاطون را بررسی کند. برای انجام چنین پژوهشی از گزارشهای تاریخ فلسفهای صرفنظر شده است و نوشتههای افلاطون را پدیدارشناسانه بازخوانی کرده است. در نگاه نخست و بر اساس چندین بند از رسالههای وی چنین مینماید که او به برابری زن و مرد معتقد است و برخلاف روزگار خود که زنان موجوداتی پست تلقی میشدهاند وی به تعالی آنان اندیشیده است ولی با بررسی و تحلیل نوشتههای او بهویژه رساله جمهوری و مهمانی میتوان نتیجه گرفت که نگاه زن گرایی افلاطون برداشتی نادرست است و وی در بنیاد اندیشمندی زنستیز است.