اخته شدن کنشگری علمی در دانشگاه مورد مطالعه : دانشجویان دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری ،واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی،تهران ،ایران
2 دانشگاه علوم و تحقیقات تهران، دانشکده علوم انسانی
3 استاد جامعه شناسی، واحد علوم و تحقیقات، دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران(نویسنده مسئول)
doi
10.30510/psi.2022.357560.3880چکیده
مدرکگرایی، سرقت و تقلب علمی، بیانگیزه بودن دانشجویان، صندلیهای خالی، فرسودگی تحصیلی دانشجویان، بیکاری فارغ التحصیلان دانشگاهی همگی شواهد یک بحران علمی بیسابقه در ایران است که بیشک رسیدن به دلایل آن، مستلزم شناخت دنیای دانشجویان و فهم تجربه زیسته آنان است. وفق پارادایم تعریف اجتماعی، برای فهم پدیدههای اجتماعی باید به دنیای ذهنی، ارزشی و نیات کنشگران دست یافت، زیرا ویژگیهای عینی جامعه، بر مبنای دنیای ذهنی کنشگران استوار است. پژوهش حاضر، با هدف تحلیل وضعیت کنشگری علمی در دانشگاههای ایران در تلاش بوده تا به توصیف درک و تفسیر کنشگران پیرامون تحصیل و دانشگاه و به کشف الگوهای کنشگری آنان در میدان علمی بپردازد. بر این اساس، روششناسی پژوهش، برساختی- تفسیری، و روش انجام پژوهش، نظریه بنیانی و جامعه موردمطالعه دانشجویان کارشناسی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه تهران بوده است. روش نمونهگیری هدفمند و پس از کدگذاری مصاحبهها تا رسیدن به مرحله اشباع نظری ادامه یافت. مدل پارادایمی تحقیق با محوریت مفهوم اخته شدن کنشگری علمی به عنوان هسته مرکزی بر اساس یافتهها و استنباط نظری محقق، استخراج گردید. استادان وارونه و کمداشتهای ساختاری به عنوان شرایط علی، بحران معنا به عنوان شرط مداخله گر، و نظام شخصیت و هژمونی سنتهای پوسیده به عنوان بستر و زمینه منجر به توسعه اخته شدن کنشگری علمی شدند. در این شرایط راهبرد دانشجویان، علمآموزی خودخواهانه، اعتراض پنهان، تقلب، انزوا و مهاجرت بود و پیامدهای این انتخاب، زوال اخلاق حرفهای، ناامیدی و سرخوردگی، اشتغال غیرمرتبط با رشته تحصیلی، بیکاری، افسردگی و اعتیاد دانشجویان بوده است.