تحولات خاورمیانه و تأثیر آن بر اجرای برنامه های انقلاب سفید و سرکوب خونین قیام 15 خرداد
نویسندگان
1 دانشجوی دکترای روابط بین الملل ،دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، تهران، ایران
2 دانشیار گروه روابط بین الملل ،دانشگاه علامه طباطبایی(ره)، تهران، ایران
doi
10.30510/psi.2020.113607چکیده
با آغاز جنگ سرد اولویت اصلی سیاست خارجی ایالاتمتحده سد نفوذ اتحاد جماهیر شوروی بود. بااینحال تحولات ژئوپلیتیک منطقه خاورمیانه از اواسط دهه 50 میلادی موجب بروز جنبشهای ملت گرایانه (پانعربیسم)، بیثباتی و گسترش نفوذ اتحاد جماهیر شوروی در این منطقه گردید. در این مقاله ما در پی پاسخ به این پرسش هستیم که این تحولات چه تأثیری در شکلگیری برنامههای انقلاب سفید و نهایتاً سرکوب خونین قیام 15 خرداد داشته است؟ فرضیه ما بر این اساس است که این تحولات موجب شکلگیری« نوار شکننده خاورمیانه» شد. «نوار شکننده» منطقهای است که دولتهای گرفتار در آن دچار اختلافات عمیق بوده و رقابتهای دولتهای بزرگ آن را تشدید و درنتیجه موجب بیثباتی و شکنندگی دولتها میشود. در این زمان نگرانی ایالاتمتحده در خصوص بروز ناآرامی در ایران و بقای رژیم پهلوی موجب گردید برنامه اصلاحات از بالا یا انقلاب کنترلشدهای را تجویز کنند که در ایران تحت عنوان «انقلاب سفید» به اجرا گذاشته شد. هنگامیکه برنامههای انقلاب سفید با واکنش روحانیت و مردم مواجه گردید و انتظار میرفت که بروز ناآرامی و بیثباتی در ایران نهایتاً به سقوط رژیم پهلوی و بهزعم آمریکاییها به گسترش نفوذ اتحاد شوروی بینجامد، رژیم شاه با حمایت ایالاتمتحده اقدام به سرکوب خونین قیام 15 خرداد نمود. در این مقاله از روش تفسیری و منابع کتابخانهای استفادهشده است.