الگوی همردیفی مفاهیم رفتار سازمانی (مفاهیم انگیزش، مشارکت و کنترل کارکنان) جهت توسعه یادگیری دوجانبه (مورد مطالعه: صنعت داروسازی)
نویسندگان
1 دانشیار و عضو گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
2 استادیار و عضو هیأت علمی دانشگاه علوم انتظامی
3 دکتری مدیریت دولتی، گرایش منابع انسانی دانشگاه علامه طباطبایی
4 استادیار و عضو گروه مدیریت دولتی دانشگاه علامه طباطبایی
doi
چکیده
یکی از رویکردهای جدید پژوهشی که علاقه مدیران و پژوهشگران را به میزان فزایندهای تحت تأثیر خود قرار داده است، دوجانبهگرایی و تأثیر آن بر جنبههای مختلف سازمانی است. بدین معنی که یک سازمان با بهرهمندی از چه سازوکارهایی میتواند از هر دو بعد اکتشاف و انتفاع، کارایی و نوآوری به طور همزمان استفاده نموده و موفق عمل نماید. این مقاله به بررسی ادبیات و مرور عمیق مبانی نظری موجود در حوزه یادگیری دوجانبه و نحوة] تعامل آن با بحث رفتار سازمانی در سه سطح: فردی، گروهی و سازمانی(انگیزش، مشارکت و کنترل) جهت سازگاری و توسعه یادگیری دوجانبه در سازمانها میپردازد. مدل طراحیشده با منطق دوجانبه گرایی سازگار بوده و از حالتهای عمود بر هم استفاده شده است.به منظور آزمون مدل، پرسشنامه ای با 7 پرسشِ باز طراحی و بین مدیران ارشد 26 شرکت فعال در صنعت دارو و بورس کشور توزیع شد. تعداد 91 پرسشنامه با پرسشهای بازپاسخ جمعآوری و دادهها با استفاده از روش تحلیل محتوا و نرم افزار مکس کیو دی ای[1] تحلیل شد. نتایج نشان داد برای توسعه یادگیری دوجانبه در سازمان نیاز است، مفاهیم رفتار سازمانی نیز به صورت دوجانبهگرایی با مفهوم یادگیری همردیف شوند. [1]- MAXQDa