بررسی جامعهشناختی پیکرگردانی اژدها در متون حماسی ایران
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری رشتۀ زبان و ادبیات فارسی ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد گچساران، گچساران، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد بوشهر، بوشهر، ایران
doi
10.30510/psi.2022.319677.2876چکیده
وقتی سخن از اسطوره به میان میآید، در باور همگان، موجودات عجیب و اسطورهای از جمله اژدها در اذهان تداعی میگردد که در حوزۀ جامعه شناختی ملل مختلف در گذشته نقش مهمی داشته است. موجودی اهریمنی و پلید که در بسیاری از باورهای اسطورهای و فرهنگی ملل مختلف حضوری چشمگیر داشته است. هدف محقق در این نوشتار بررسی جامعهشناختی پیکرگردانی اژدها در شاهنامۀ فردوسی و متون حماسی ایران است. روش پژوهش توصیفی - تحلیلی و مبتنی بر مطالعات کتابخانهای است. حاصل این پژوهش نشان میدهد که در فرهنگ جامعۀ ایرانی در دورۀ باستان، اژدها نماد از شر و بدی است و تقریباً در فرهنگ اساطیری تمام ملل از جمله ایران، دارای خاصیت پیکرگردانی است و با توجه به شرایط و زمان خود میتواند به موجودات دیگر تبدیل شود که این موضوع از جنبۀ جامعه شناختی حائز اهمیت است. چرا که این مسئله در جامعهای که فرهنگ آن بر اساس فرهنگ اساطیری شکل گرفته میتواند بینش اساطیری آن را ار ارتباط با جامعۀ انسانی انعکاس دهد. اژدها خود تغییر یافته از مار است و در متون حماسی معمولاً به انسان در نقش ضحاک، به ابر سیاه ، فریدون و جمشید تبدیل میشود. این موجود پلید تقرباً در تمام جوامع بجز چین کاری جز از بین بردن انسانها ندارد، در بعضی موارد هم از خوی اهریمنی خود فاصله میگیرد و از آسیب انسانها دست برمیدارد. ولی با این حال اژدها در فرهنگ و باورهای عامیانه ایران که در تعامل با جامعه نیز هست، باز همان سیر اهریمنی خود را طی میکند.