مطالعۀ جامعهشناختی قتل: شناسایی ریسکفاکتورها
نویسندگان
1 دانشیار گروه جامعهشناسی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijsp.2014.55546چکیده
قتل یکی از جدیترین نوع جرایم خشن است که خسارتهای جبرانناپذیری را بر قاتل، قربانی خانوادهها و اعضای اجتماع محلی وارد و احساس امنیت اجتماعی را خدشهدار میسازد. روش تحقیق پدیدارشناسی است. در این پژوهش با تمرکز بر دادههای حاصل از مصاحبههای عمیق نیمهساختیافته با 14 قاتل (12 مرد و 2 زن) بر فهم و شناسایی ریسکفاکتورهایی تلاش شده است که در توضیح چرایی و چگونگی شکلگیری پدیدۀ قتل مؤثرند. نتایج نشان میدهد که در فهم قتل باید به تعاقب رفتارهای ضداجتماعی و ریسکفاکتورهایی که در سطح فردی، خانوادگی، محلی و جامعوی در طول زمان بر سبک زندگی اثر گذاشتهاند، توجه کرد و این مسئله را در نظر گرفت که چگونه رفتار انحرافی از سنین پایین توسعه مییابد و در طول زندگی به چیزهای دیگر تبدیل میشود. به عبارتی باید رفتاری که سنگ بنای رفتار دیگر میشود و یا حتی رفتارهای غیر جرمی که میتواند به رفتارهای جرمی کشیده شود و یا دلالتهایی برای کجروی در مراحل بعدی زندگی داشته باشد، شناسایی شود. مصاحبههای عمیق حاکی از آن است که عمدۀ پاسخگویان در دوران کودکی خود به نوعی درگیر رفتارهای ضداجتماعی چون ولگردی، پرسهزنی، کفتربازی، پرخاشگری، آزار حیوانات و شرارت بودهاند و رفتارهای انحرافی در طول زندگی آنها توسعه یافته است. لذا شناسایی ریسکفاکتورها و کنش و واکنش میان آنها از اهمیت خاصی برخوردار است.