تبیین ساختار اجتماعی فقر از منظر فقرای روستایی و گونهشناسی آن (مورد مطالعه: روستای گنبد پیرمحمد از توابع شهرستان ملکشاهی- استان ایلام)
نویسندگان
1 استاد دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
2 دانشجوی دکتری جامعهشناسی توسعۀ اجتماعی روستایی
doi
10.22059/ijsp.2014.55547چکیده
در پژوهش حاضر تلاش شده است تا به مطالعۀ پدیدۀ فقر از دیدگاه کنشگران روستایی پرداخته شود. در این تحقیق بر لزوم توجه به عواملی علاوه بر عوامل اقتصادی در زمینۀ تبیین فقر تأکید میشود. سؤال اصلی پژوهش این است که چه عواملی تبیینکنندۀ فقر در روستای مورد مطالعه است؟ روش تحقیق حاضر کیفی است، شیوۀ گردآوری اطلاعات بر اساس تکنیکهای مشاهده، تحلیل اسنادی، مصاحبۀ نیمهساختاریافتۀ فردی و گروهی بوده و روش تجزیه و تحلیل گراندد تئوری است. ابتدا بر اساس نمونهگیری هدفمند، گروههای متمرکز از میان دو طایفه موجود در روستا انتخاب شد و با ادامۀ روند تجزیه و تحلیل دادهها که مشخص شد در زمینۀ تعریف، علل و راهحلهای مبارزه با فقر بین دو نسل جوان و میانسال/کهنسال تفاوت وجود دارد، نمونهگیری نظری بین دو نسل ادامه پیدا کرد. یافتههای تحقیق نشان میدهد که برای تبیین فقر، نسل اول که دو سبک زندگی، عشایری و روستایی را تجربه کرده بودند، بیشتر بر عوامل فردی، تاریخی، فرهنگی و تقدیرگرایی تأکید داشته، در حالی که جوانان بیشتر بر عوامل ساختاری و فرهنگی اشاره داشتند. همچنین برخلاف نسل دوم، نسل اول دیدگاه خوشبینانهتری راجع به کاهش فقر داشتند. نتایج حاکی از آن است که علاوه بر عوامل اقتصادی، میتوان به پررنگ بودن نقش عوامل فرهنگی و اجتماعی، همانند نزاع و درگیریهای طایفهای، وابستگی، تضعیف شبکهها، بیسوادی و ... در تبیین فقر اشاره داشت. همچنین مبارزه با فقر نیازمند طی روندی بلندمدت با نگاه ویژه به رویکردهای قابلیتی و توانمندسازی است که دستیابی به این امر جز در سایۀ مشارکت مردم امکانپذیر نیست.