رفتار مجرمانه، از غایتانگاری حکمت عملی سنت تا مکانیسمانگاری مدرن
نویسندگان
1 دانشیار، گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
2 استادیار، گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران
doi
10.22059/jplsq.2021.308137.2525چکیده
تبیین رفتار انسانی در حکمت عملی سنت براساس دیدگاهی غایتانگار صورت میگیرد، بهگونهای که از ارسطو تا حکمای اسلامی، در عین تفاوت دیدگاهی که در این زمینه دارند، افعال انسانی را معطوف به غایات کمالی در نظر میگیرند و از آنجا که صورت و حقیقت رفتار را به غایت آن باز میگردانند، بر مبنای غایت رفتار و با رویکردی هنجاری به حسن و قبح آن حکم میکنند. این در حالی است که با آغاز دورۀ مدرن بستر تبیین رفتار انسان، به رویکرد مکانیستی تحول مییابد و این تغییر رویکرد در فلسفۀ دکارت بهطور جدی ظاهر میشود و با هابز بسط مییابد و با اسپینوزا به اوج خود میرسد. در مکانیسمانگاری مدرن، رفتار انسانی در چارچوب مکانیسم ضروری و علی نیروهای (امیال) حاکم بر آن تبیین میشود. بر این اساس تبیین رفتار مجرمانه از غایتانگاری حکمت عملی سنت به تلقی رفتار مجرمانه بهمثابۀ زنجیرهای از روابط علی و ضروری مکانیسم طبیعت انسانی تغییر رویکرد میدهد. این تغییر رویکرد، زمینۀ آغازین تحقق هویت اقتصادی جرم در دوران جدید است.