مطالعۀ جامعه شناختی علل و زمینه های بروز تعارضات زناشویی در شهر تهران
نویسندگان
1 استادیار دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه محقق اردبیلی
2 استادیار دانشکدۀ علوم اجتماعی دانشگاه تهران
doi
10.22059/ijsp.2014.55553چکیده
بررسی سیر تحولات در حوزۀ خانواده نشان میدهد که در دهههای اخیر دگرگونیهای اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و به دنبال آن، دگرگونیهایی که در شکل و وظایف خانواده، نوع نگاه افراد به خود و خانواده و انتظارات آنها از ازدواج و زناشویی پدید آمده است، نهاد خانواده و زناشویی را با چالشها و تعارضاتی متفاوت و مضاعف نسبت به گذشته دست به گریبان ساخته است. از نتایج چنین وضعیتی سستی روابط زناشویی و به تبع آن افزایش میزان طلاق در جامعۀ جهانی و ایران است. بر همین اساس، مقالۀ حاضر سعی دارد با مطالعۀ جامعهشناختی تعارضات زناشویی در شهر تهران به شناسایی انواع این تعارضات، علل و زمینههای بروز و تداوم آن و راهبردهایی که زوجین در مقابله با چنین تعارضاتی در پیش میگیرند بپردازد. در این مقاله تلاش میشود با تکیه بر رویکردهای نظری مختلف در تبیین پدیدۀ تعارضات زناشویی و به ویژه نظریۀ کنش متقابل نمادین- به عنوان تبیینکنندۀ اصلی- و به کارگیری مفهوم «پارادایم زناشویی» به عنوان حلقۀ گمشدۀ مطالعات پیشین در این حوزه، مدلی مناسب و در عین حال متفاوت برای تبیین تعارضات زناشویی فراهم شود. این مدل، تعارضات زناشویی را بر اساس تضاد پارادایمی زن و شوهر توضیح میدهد و ایدۀ اساسی آن این است که تعارضات زناشویی نه نتیجۀ یک یا چند عامل ثابت و مشخص، بلکه محصول برخورد پارادایمهای مخالف (متفاوت) با هم است که مطابق با نتایج تأیید شده است. مدل یادشده، در نهایت «همسانهمسری پارادایمی» را به عنوان راهحل مسئلۀ مورد نظر معرفی میکند.