بیگانگی اجتماعی جوانان و عوامل مؤثر بر آن (مورد مطالعه: جوانان 20 تا 30 سالۀ شهرستان خدابنده)
نویسندگان
1 استادیار گروه علوم اجتماعی مؤسسۀ آموزش عالی البرز قزوین (نویسندۀ مسئول)
2 کارشناس ارشد جامعه شناسی
3 . کارشناس ارشد جامعه شناسی
doi
10.22059/ijsp.2014.53752چکیده
مسئلۀ جوانان بهمنزلۀ مهمترین سرمایۀ انسانی جامعه، یکی از مسائل و دغدغههای فکری صاحبنظران و کارگزاران کشور است. مقالۀ حاضر براساس دادههای پژوهشیای تنظیم شده است که هدف از انجام آن بررسی بیگانگی اجتماعی جوانان (سنین 20ـ 30) شهر خدابنده و عوامل مؤثر بر آن است. با استفاده از نوشتههای نظری و مفهومی نظریهپردازان روانشناسی و جامعهشناسی در حوزۀ بیگانگی اجتماعی چون سیمن، فردینبرگ، مارکوزه و فروم، چارچوب نظری و تجربی مقاله تنظیم شده است. پژوهش با استفاده از روش پیمایشی انجام شده و برای گردآوری اطلاعات و دادههای مورد نیاز از تکنیک پرسشنامۀ محققساخته استفاده شده است. جامعۀ آماری این پژوهش کلیۀ جوانان شهرستان خدابنده (20ـ 30 ساله)، شیوۀ نمونهگیری تصادفی و براساس فرمول نمونهگیری کوکران 350 نفر بهمنزلۀ حجم نمونه در نظر گرفته شدهاند. نتایج پژوهش نشان میدهند بیگانگی اجتماعی در بین جوانان بالاست. همچنین نتایج بیانگر آن است که متغیرهای اصلی ایجاد بیگانگی اجتماعی در بین جوانان (20ـ 30 ساله) شامل نارضایتی اجتماعی، فردگرایی، رسانههای جمعی و... است. در بین عوامل مطالعهشده، عامل مربوط به نارضایتی اجتماعی و فردگرایی بیشترین سهم را در به وجود آوردن بیگانگی به خود اختصاص دادهاند.