بررسی شرایط آنومیک و مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعۀ ایران و تاجیکستان
نویسندگان
1 دکتری جامعهشناسی، استاد گروه فلسفۀ اجتماعی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان/ دوشنبه
2 دکتری جامعهشناسی از گروه فلسفۀ اجتماعی آکادمی علوم جمهوری تاجیکستان/ دوشنبه
doi
10.22059/ijsp.2014.53757چکیده
متن حاضر درصدد بررسی شرایط آنومیک و مشارکت اجتماعی جواناندر دو کشور ایران و تاجیکستان بوده است. از این منظر، پس از بسط فضای مفهومی موضوع، از رویکردهای نظری آنومی اجتماعی امیل دورکیم، تئوری بیسازمانی اجتماعی رابرت مرتن و تئوری احساس ازخودبیگانگی ملوین سیمن برای تبیین موضوع استفاده شده است. با کاربرد روش پیمایش و با استفاده از تکنیک پرسشنامه بر روی 768 نفر از جوانان 20ـ 29 ساله که از طریق روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای از دو شهر تهران و دوشنبه انتخاب شده بودند، اطلاعات مورد نیاز جمعآوری شد. برای به دست آوردن اعتبار شاخصها از اعتبار محتوایی صوری،برای به دست آوردن روایی شاخصها از ضریب آلفای کرونباخ با دامنۀ صفر تا یک استفاده شده است. یافتههای پژوهش نشان میدهد علاوه بر اینکه بین مشارکت اجتماعی جوانان در دو جامعۀ ایران و تاجیکستان تفاوت معناداری مشاهده شده است، متغیرهای احساس نابهنجاری اجتماعی، احساس بیگانگی اجتماعیـ سیاسی و احساس ازخودبیگانگی رابطۀ معناداری را با مشارکت اجتماعی جوانان نشان دادند و درمجموع 69درصد از واریانس مشارکت اجتماعی جوانان را در دو جامعۀ ایران و تاجیکستان تبیین کردند.