استانداردسازی پرسشنامۀ آموزش ترغیبی و بررسی رابطۀ آن با باورهای هوشی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان دورۀ متوسطه شهر کاشمر

نویسندگان

1 عضو هیأت علمی بازنشسته دانشگاه علامه طباطبائی

2 عضو هیأت علمی پژوهشگاه تعلیم و تربیت.

3 دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

4 هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

5 عضو هیأت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

doi
چکیده

پژوهش حاضر با هدف استانداردسازی پرسشنامۀ آموزش ترغیبی و بررسی رابطۀ آن با باورهای هوشی و عملکرد تحصیلی دانش‏آموزان دورۀ متوسطۀ شهر کاشمر انجام شد. جامعه پژوهش عبارت بود از کلیۀ دانش‏آموزان دختر و پسر دورۀ متوسطۀ شهر کاشمر که در سال تحصیلی 89- 1388 مشغول به تحصیل بوده‏اند. نمونه‌ی آماری نیز شامل 540 نفر از دانش‏آموزان (270 دختر و 270 پسر) بود که با روش نمونه‌گیری چندمرحله‌ای انتخاب شدند. بدین ترتیب که ابتدا شهر کاشمر به سه حوزۀ جغرافیایی (شمال، جنوب و مرکز) تقسیم شد. سپس، از هر حوزه چهار مدرسه و از هر مدرسه سه کلاس و سرانجام از هر کلاس 15 نفر به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار پژوهش عبارت بودند از (الف) پرسشنامۀ آموزش ترغیبی(آموس، پورکی و توبیاس1984؛ تجدید نظر شده 1990 ؛ شو، 2003) و (ب) پرسشنامۀ باورهای هوشی (ذبیحی حصاری، 1384). از معدل نمرات دانش‏آموزان در دروس مختلف نیز به‏عنوان شاخص عملکرد تحصیلی آنان استفاده شد. داده‏ها با استفاده از آزمون تحلیل رگرسیون گام به‏گام، همبستگی پیرسون، تحلیل واریانس یک‏طرفه وآزمون tموردتجزیه‏وتحلیل قرارگرفت.نتایج نشان‏دادکه(الف) پرسشنامۀ‏آموزش ترغیبی ازروایی و پایایی بالایی برخوردار است؛(ب)مؤلفه‏های افزایشی و ذاتی از باورهای هوشی و مؤلفه‏های ملاحظه، حوصله، مهارت و تعهد از آموزش ترغیبی بهترین پیش‏بینی‏ کننده‏های عملکرد تحصیلی بودند؛ (ج) بین مؤلفه‏های آموزش ترغیبی و باورهای هوشی رابطۀ معناداری وجود دارد؛ و (د) بین باورهای هوشی و عملکرد تحصیلی رابطۀ معناداری وجود دارد. این نتایج می‏تواند کاربردهایی برای آموزش و یادگیری اثربخش داشته باشد که در مقالۀ حاضر به آن پرداخته خواهد شد.