تأثیر زمینه‌های تحصیلی دانشگاهی، علوم دینی و هنری بر هوش معنوی؛ کوششی در راستای رواسازی و پایایی‌سنجی مقیاس هوش معنوی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد روان‌شناسی تربیتی دانشگاه شیراز

2 استادیار روان‌شناسی تربیتی دانشگاه شیراز

doi
چکیده

هوش معنوی به عنوان مجموعه‌ای سازگار از ظرفیت‌های روانی مبتنی بر جنبه‌های غیرمادی و متعالی واقعیت، به خصوص آنها که وابسته به طبیعت وجود شخصی، معنای شخصی، تعالی و حالت‌های گسترش‌یافته‌ی معنویت می‌باشند، تعریف شده است. هدف از پژوهش حاضر بررسی کارآیی نسخه‌ی فارسی شدۀ مقیاس هوش معنوی کینگ (2008) برای استفاده در فرهنگ ایرانی و مقایسه‌ی هوش معنوی در بین دانشجویان دانشگاهها، طلبه‌های حوزه‌ی علمیه دینی و هنرمندان آموزشگاههای هنری بود تا از این طریق تأثیر زمینه‌ی تحصیلی و علائق افراد بر میزان هوش معنوی آنان مورد کنکاش قرار گیرد. بدین منظور، مقیاس هوش معنوی کینگ (2008) به 304 نفر (168 دختر و 136 پسر) از دانشجویان رشته‌های مختلف دانشگاهی، طلبه‌های حوزه‌ی علمیه دینی و هنرجویان آموزشگاههای هنری ارائه شد. نتایج بدست آمده از بررسی شاخص‌های روان‌سنجی مقیاس هوش معنوی حکایت از کارآیی مقیاس مذکور در سنجش هوش معنوی داشتند. تنها در خرده مقیاس گسترش خودآگاهی تفاوت‌های سه گروه معنادار بود، بطوری که طلبه‌های دینی در مقایسه با دانشجویان و هنرمندان نمرات بالاتری کسب کردند. بررسی‌ تفاوت‌های جنسیتی در متغیرهای پژوهش نشان داد که میانگین نمرات پسران در گسترش خودآگاهی بیشتر از میانگین نمرات دختران بود. در ابعاد معناسازی شخصی، آگاهی متعالی و تفکر وجودی نقادانه تفاوت معناداری بین پسران و دختران مشاهده نگردید. به این ترتیب مقاله‌ی حاضر مهرختام بر خود می‌زند