استعمار زیست جهان کشاورزان در مواجهه با حکمرانی آب؛ مردم نگاری انتقادی از دگردیسی فرهنگی اجتماعی کشاورزان شهرستان دهگلان
نویسندگان
doi
10.30490/rvt.2025.367480.1681چکیده
هدف پژوهش حاضر، بررسی استعمار و دگردیسی فرهنگی اجتماعی زیستجهان کشاورزان شهرستان دهگلان در بستر مواجهه با بحران و حکمرانی آب است . داده ها و شواهد میدانی حاکی از وضعیت تغییرات اساسی در بافت فرهنگی اجتماعی روستاهای در شرایط بحران و حکمرانی آب است که ضرورت پرداختن به آن را دوچندان می نماید. با استفاده از نظریه های حکمرانی زیست محیطی، استعمار زیست جهان هابرماس، سرمایه بوردیو و نظریه سیاست محیطزیستی انتقادی، چهارچوبی جامع برای تحلیل چگونگی تعامل و تاثیرگذاری شیوههای نهادی حکمرانی آب با زیستجهان کشاورزان است . مردمنگاری انتقادی به روش کاراسپیکن با تمرکز بر روایتهای زیسته کشاورزان، ابزاری قدرتمند برای کشف سازوکارهای این عامل است. بنابراین با استفاده از داده ها و آمار مربوط به نهادهای ذ ی مدخل و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ٢٣ نفر از کشاورزان ١١ روستای شهرستان دهگلان که با راهبرد گزینش مبتنی بر معیار و نمونه گیری نظری، هدفمند و حداکثر تنوع انتخاب شدند ، تبیین اهداف تحقیق میسر شد. نتایج نشان داد که کنش معنی دار کشاورزان در یک دیالکتیک مقاومت (یا انفعال) قرار گرفته که حاکی از احیای آبیاری سنتی، ایجاد گروه ها و شورای آب از سویی و فروش (یا اجاره زمین) و مهاجرت آنها از دیگر سو است. این امر، ذیل شرایط کنش - بحران و حکمرانی نامطلوب آب و ساختارهای فرهنگی - اتفاق افتاده است که زمینه دگردیسی فرهنگی اجتماعی زیست جهان آنها را فراهم نموده است. این شرایط در کنار منطق بازار - تک محصولی شدن و وابستگی اقتصادی - و منطق دولتی - سیاست های تبعیض آمیز و متمرکز - زیست جهان کشاورزان را استعمار کرده است. تحلیل روابط نظام مند این شرایط، نشان داد که حکمرانی نئولیبرال کشاورزی مبتنی بر بازار و بوروکراسی دولتی، عقلانیت مسلط بر حکمرانی آب و تغییردهنده ساختار فرهنگی و استعمار زیست جهان کشاورزان بوده است. از اینرو، برای بازسازی زیست جهان و توانمندسازی کشاورزان، نقش کلیدی منابع (یا محدودیتها) در این شرایط تعیینکننده است. به عبارت دیگر، شبکههای همیاری (سرمایه اجتماعی) به مثابه "ضدمنطق بازار" باید با ایجاد اقتصاد تعاونی محلی، وابستگی به کشت تکمحصولی را بشکند و قدرت عمل بیشتری به کشاورزان بدهد. همچنین با تداوم شیوه های آبیاری محلی و تشکیل شوراهای آب، قوانین نهادی متمرکز و تبعیض آمیز نیز کم اثر شده و راه را برای برقراری کنش ارتباطی و گفت وگو بین کشاورزان و عقلانیتهای مسلط فراهم سازد.