بهینه‌سازی شرایط رشد هیبریدهای مولد آنتی‌بادی مونوکلنال علیه آنتی‌ژن لیشمانیا اینفنتوم

نویسندگان

1 استاد استادیار، گروه میکروبیولوژی، دانشکده علوم، دانشگاه محقق اردبیلی، اردبیل، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: لیشمانیا اینفانتوم، عامل اتیولوژیک لیشمانیوز احشایی در ایران است. واکسن‌های مؤثر و روش‌های تشخیصی برای کنترل لیشمانیوز لازم است. آنتی‌بادی‌های مونوکلونال ابزاری باارزش برای تشخیص، درمان و تعیین ویژگی آنتی‌ژنی انگل‌ها مورد استفاده قرار گرفته‌اند. هدف از این مطالعه، بهینه‌سازی شرایط رشد هیبریدهای مولد آنتی‌بادی مونوکلنال علیه آنتی‌ژن پروماستیگوت  لیشمانیا اینفنتوم است. مواد و روش‌ها: موش‌ها توسط آنتی‌ژن لیشمانیا اینفنتوم واکسینه شدند و تیتر آنتی‌بادی‌های آنان توسط روش الایزا تعیین شدند. سلول‌های طحال موش‌هایی که به‌خوبی توسط آنتی‌ژن لیشمانیا اینفنتوم ایمن شده بودند با سلول‌های SP2/0 در حضور پلی‌اتیلن گلیکول ادغام شدند. تأثیر سوپرناتانت سلول‌های SP2/0 و سلول‌های ماکروفاژ صفاقی موش‌ها بر تکثیر سلول‌های هیبریدوما بررسی شدند. یافته‌ها: در میان 12 فیوژن درمجموع 26 مونوکلون مثبت بودند که 12 مونوکلون جذب نوری (OD) قابل‌قبولی داشتند. 4 کلون به‌عنوان D2 FVI6  8، 8D2 FVI3 ،   6G2 FV4 و 6G2 FV3  تعیین شدند. از این هیبریدها، مونوکلونال آنتی‌بادی‌ها علیه لیشمانیا اینفانتوم به‌دست آمد. همچنین این مطالعه نشان داد که مایع رویی (سلول‌هایSP2/0 و سلول‌های ماکروفاژ صفاقی) نقش کلیدی در تکثیر هیبریدوما و تولید آنتی‌بادی‌های مونوکلونال دارد که سرشار از فاکتورهای رشد است. نتیجه‌گیری: به نظر می‌رسد در آینده نزدیک مایع رویی مذکور می‌تواند به‌عنوان یک فاکتور رشد برای سلول‌های سرطانی و غیرسرطانی در مراکز تحقیقاتی در سطح وسیع‌تری مورد استفاده قرار گیرد.