رابطه خودپنداره تحصیلی و ساختار کلاس با تفکر انتقادی در دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

نویسندگان

1 استادیار گروه علوم تربیتی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار، سبزوار، ایران

2 دانش آموخته کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، گروه علوم تربیتی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد سبزوار، سبزوار، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: تفکر انتقادی، زمینه ایجاد مهارت فهم و ارزیابی دانش جدید را برای فراگیران فراهم می­کند که با عوامل گوناگونی از جمله خودپنداره تحصیلی و ساختار کلاس ارتباط پیدا می­کند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطه خودپنداره تحصیلی و ساختار کلاس با تفکر انتقادی در دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار انجام شد. مواد و روش­ها: پژوهش حاضر، توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری را تمامی دانشجویان رشته پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار به تعداد 250 نفر تشکیل دادند که تعداد 148 نفر براساس فرمول کوکران و به روش تصادفی نظام­دار به­عنوان نمونه انتخاب شدند. داده‌های موردنیاز با استفاده از پرسش‌نامه‌های استاندارد تفکر انتقادی، خودپنداره تحصیلی و ساختار کلاس جمع‌آوری شد و با روش‌های آماری همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون با کمک نرم‌افزار SPSS20 تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها: نتایج نشان داد که بین متغیرهای خودپندارة تحصیلی و تفکر انتقادی رابطة مثبت و معنادار وجود دارد ( p≤0 /001و r=0/519) و این متغیر 25/4 درصد تغییرات تفکر انتقادی دانشجویان را تبیین می­کند. همچنین یافته­ها حاکی از آن است که متغیرهای ساختار کلاس و تفکر انتقادی رابطه مثبت و معنادار دارند (r=0/628 ;p≤0 /001)و توانسته است 22/4 درصد تغییرات تفکر انتقادی دانشجویان را تبیین کند. نتیجه­گیری: خودپنداره تحصیلی و ساختار کلاس، در رشد تفکر انتقادی دانشجویان نقش دارد و این امر می­تواند موفقیت تحصیلی دانشجویان را سبب شود؛ بنابراین، با افزایش سطح خودپنداره تحصیلی و بهبود ساختار کلاس می­توان زمینه رشد تفکر انتقادی دانشجویان را فراهم ساخت.