بررسی تغییرات در بیان ژن P5CS، و برخی صفات فیزیولوژیک و بیوشیمایی گندم در پاسخ به باکتری آزوسپیریلوم و قارچ پیریفورمواسپورا ایندیکا تحت تنش شوری
نویسندگان
1 دانشیار گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانشکده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
2 دانش آموخته دکتری آگروتکنولوژی، گروه زراعت و اصلاح نباتات، دانکشده کشاورزی، دانشگاه ایلام، ایلام، ایران.
doi
10.22126/cbb.2024.10502.1070چکیده
مقدمه: تنشهای محیطی از بزرگترین تهدیدها برای ثبات در تولید محصولات کشاورزی محسوب میگردند. تغییرات آب و هوایی شدت تنشهای محیطی را در مناطق مختلف جهان افزایش داده است. خشکی و شوری مهمترین تنشهای محیطی مناطق خشک و نیمه خشک جهان هستند. در دهههای اخیر راهکارهای مختلفی جهت کاهش اثرات تنش شوری بر گیاهان زراعی معرفی شده است. استفاده از میکروارگانیسمهای مفید خاک از جمله روشهای توصیه شده میباشد. مواد و روشها: در مطالعه حاضر اثر باکتری آزوسپیریلوم و قارچ پیریفورمواسپورا ایندیکا در تلقیح جداگانه و توامان آنها بهمنظور بررسی تغییرات مولکولی، بیوشیمایی و فیزیولوژی گندم تحت اعمال و عدم اعمال تنش شوری بررسی گردید. آزمایش بهصورت فاکتوریل سه عاملی هر کدام با دو سطح بر پایه طرح کاملاٌ تصادفی و در سه تکرار در گلخانه دانشکده کشاورزی دانشگاه ایلام انجام گرفت. سه تیمار آزمایش شامل تنش شوری (0 و 12 دسی زیمنس بر متر)، تلقیح با باکتری آزوسپیریلوم (108 × 1.8 سلول زنده در هر میلیلیتر محیط کشت)، و کاربرد قارچ پیریفورمواسپورا ایندیکا (10 گرم حاوی کلامیدوسپور در یک کیلوگرم خاک) بود. جهت اعمال تنش شوری 12 دسی زیمنس بر متر از مخلوط دو نمک کلرید کلسیم (65 میلی گرم) و کلرید سدیم (375/0 گرم) استفاده گردید. 21 و 28 روز پس از سبز شدن گندم شوری اعمال گردید. از گندم رقم پیشگام جهت این آزمایش استفاده گردید. 24 ساعت پس از اعمال دومین آبیاری با آب شور نمونهگیری برگ به جهت استخراج RNA کل و مطالعات مرتبط با بیان ژن دلتا-پیرولین-5 کربوکسیلات سینتاز که آنزیم کلیدی در مسیر سنتز پرولین است انجام گرفت. میزان تغییرات پرولین برگ، میزان تولید مالون دی آلدهید، نشت یونی، محتوای آب نسبی برگ، محتوای نیتروژن، میزان رنگیزههای کلروفیلی در پاسخ به میکروارگانیسمهای مذکور مورد بررسی قرار گرفت. همچنین میزان کلونیزاسیون قارچ و سوکسینات دهیدروژناز که معیاری از میزان فعالیت زیستی قارچ در ریشه گیاه است نیز مورد سنجش قرار گرفت. یافتهها: درصد کلونیزاسیون قارچ با ریشه گندم رقم پیشگام 9/24 درصد بود. تلقیح با آزوسپیریلوم میزان کلونیزاسیون ریشه با قارچ را 17/3 درصد افزایش داد و به مقدار 29 درصد رساند. شوری تاثیر معنیداری بر سوکسینات دهیدروژناز نداشت اما تلقیح با باکتری میزان آن را به صورت معنیداری افزایش داد. گیاهان تلقیح شده با قارچ و باکتری از محتوای آب نسبی بیشتر اما نشت یونی و مالون دی آلدهید کمتری تحت شوری برخوردار بودند. شوری موجب تغییر معنیدار در میزان رنگیزههای کلروفیلی نگردید؛ هر چند تلقیح با قارچ و باکتری میزان کلروفیل a را افزایش داد. تاثیر شوری، قارچ و باکتری و اثر متقابل آنها بر میزان بیان ژن دلتا-پیرولین-5 کربوکسیلات سینتاز معنیدار بود. گیاهان شاهد سطوح بیشتری از بیان ژن را نشان دادند. در حالیکه گیاهان تلقیح شده با قارچ و باکتری از میزان بیان ژن کمتری برخوردار بودند. همچنین کاربرد همزمان باکتری و قارچ بر میزان بیان ژن دلتا-پیرولین-5 کربوکسیلات سینتاز معنیدار بود و موجب کاهش بیشتر آن در مقایسه با گیاهانی که فقط با قارچ تلقیح شده بودند گردید. اثر شوری، قارچ و باکتری و نیز اثرات متقابل آنها بر میزان غلظت پرولین برگ معنیدار بود. تحت تنش شوری میزان پرولین در گیاهان تلقیح شده با قارچ کمتر از گیاهان شاهد بود. چنین روندی نیز در گیاهان تلقیح شده با باکتری مشاهده گردید بهطوری که گیاهان تلقیح شده سطوح کمتری از پرولین را تحت تنش شوری نشان دادند. نتیجهگیری: گیاهان تلقیح شده با قارچ و باکتری نسبت به گیاهان شاهد کمتر تحت تاثیر تنش شوری قرار گرفتند که میزان تولید کمتر مالون دی آلدهید و نشت الکترولیت و بالاتر بودن میزان رنگریزه کلروفیلی و محتوای آب نسبی برگ تایید کننده این نتایج بود. همچنین میزان بیان ژن دلتا-پیرولین-5 کربوکسیلات سینتاز و تجمع پرولین در گیاهان تحت تنش شوری در مقایسه با گیاهان کنترل نشان داد که میکروارگانیسمهای استفاده شده از طریق دیگری شدت تنش را بر گیاه میزبان کاهش دادهاند.