مفهوم قانون اساسی در اندیشۀ خبرگان قانون اساسی ایران
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسی ارشد حقوق عمومی، دانشکدۀ ادبیات و علوم اجتماعی، دانشگاه تبریز و کارآموز مرکز وکلای قوۀ قضائیه، تبریز، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
3 دانشیار گروه حقوق عمومی و بینالملل، دانشکده حقوق، دانشگاه قم، قم، ایران.
doi
10.22059/jplsq.2021.301681.2409چکیده
قانون اساسیگرایی در سدههای اخیر در پی آن بوده است که قانون اساسی را با اهداف نوین بنیانگذاری کند. بدین اعتبار، قانون اساسیگرایی مفهوم و محتوایی مدرن به قانون اساسی میبخشد. تنظیم و تحدید قدرت سیاسی از طریق تعیین نهادهای حکومتی و تحدید اختیارات و صلاحیتهای مقامات مقرر و نیز تصریح و تضمین حقوق و آزادیهای بشری مفهوم و محتوای قانون اساسی را میسازند. بر این پایه، بسیار مهم است که بدانیم نگارندگان قانون اساسی در مقطع 1358 که خود مأمور و وکیل ملت در امر تقنین اساسی بودند، چه برداشتهایی از مفهوم و محتوای قانون اساسی داشتند، چراکه این موضوع در خصوص تصویبکنندگان قانون اساسی اهمیتی فراوان دارد. از همین رو، نویسندگان با اتکا به روش توصیفی- تحلیلی و شیوۀ جمعآوری اطلاعات بهگونۀ کتابخانهای کوشیدهاند نخست با تشریح مبانی نظری قانون اساسیگرایی و محتوا و مفهوم قانون اساسی، شش برداشت از درون مشروح مذاکرات 1358 استخراج و تبیین و توصیف کنند؛ این برداشتها عبارتاند از: برداشتهای تقلیلگرا، اسلامگرا یا تنوع برداشتها از حکومت اسلامی، ارزشگرا، آرمانگرا، محتواگرا یا حقوقی و مدرن، جهانگرا و تکلیفگرا. فرض اساسی این مقاله بر این مبناست که بهنظر میرسد تعدد و تشتت در برداشت از مفهوم و محتوای قانونی اساسی در اندیشۀ خبرگان قانون اساسی 1358 وجود داشته است. بدینمعنا که در میان دیدگاههای متعدد در مجلس خبرگان قانون اساسی، دیدگاه ایدئولوژیک و انقلابی غلبه داشته است، چراکه علاوهبر قرائتهای حقوقی، قرائتهای غیرحقوقی مزبور نیز در این قوه پررنگ و چشمگیر مینمود. از طرف دیگر، ماحصل نگرش خبرگان قانون اساسی در متون تصویبی قانون اساسی اغلب برداشت حقوقی و مدرن بود، اگرچه برداشت ارزشگرا در مقدمۀ قانون اساسی مشهود بود.