هنر مجسمه‌سازی در دورۀ پهلوی اول و کارکردهای سیاسی‌اجتماعی آن

نویسندگان

1 دانشیار، گروه تاریخ، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

2 دانشجوی دکتری تاریخ، گرایش تاریخ ایران بعد از اسلام، دانشگاه اصفهان، اصفهان، ایران

doi
10.30465/hcs.2025.51267.3021
چکیده

با آغاز دورۀ پهلوی، تحول عمده‏ای در توجه به هنر مجسمه‏سازی شکل گرفت؛ به‏طوری‏که به نظر می‏رسد ساخت این میزان از مجسمه در طول دورۀ پهلوی، در تاریخ معاصر ایران بی‏سابقه بوده است. در این دوره هنر مجسمه‏سازی تبدیل به ابزاری نمادین برای تجلی سیاست‏های حاکمان این دوره بر مبنای سه اصل ملی‏گرایی، باستان‏گرایی و تجددگرایی بود. بر این مبنا در این دوره هنر مجسمه‏سازی به شکل ویژه‏تری کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی یافت. دولت پهلوی قصد داشت با نمایش مجسمه‏ها در مراکز اصلی شهر، بر افکار عمومی غلبه کند و جامعۀ سنتی و مذهبی ایران را با تحولات جدیدی همسو کند که مدنظر روشنفکران و طبقۀ نخبگان پهلوی بود. به عبارت دیگر، حاکمیت به دنبال آن بود تا از ظرفیت‏های تبلیغاتی هنر مجسمه‏سازی در راستای سیاست‏های خود استفاده کند و اذهان را برای پذیرش این سیاست‏ها آماده کند. بنابراین پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی است: مجسمه‏های ساخته‏شده در دورۀ پهلوی اول، چه کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشتند و چگونه بازتاب‏دهندۀ سیاست‏های حاکمیت در سطح جامعه بودند؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی‏تحلیلی، در پی آن است تا با بررسی و مطالعۀ منابع کتابخانه‏ای و به‏ویژه اسناد تاریخی و روزنامه‏‌ها، کارکردهای سیاسی، اجتماعی و فرهنگی مجسمه‏ها را در بستر تحولات دورۀ پهلوی اول تحلیل کند و از طریق روش نشانه‏شناسی مشخص کند که نمادهای به‏کاررفته در مجسمه‏های پهلوی اول چگونه بر فضای فکری جامعه نقش داشته و اثرگذار بوده است. یافته‏های پژوهش نشان می‏دهد که مجسمه‏سازی در این دوره کارکردی سیاسی، اجتماعی و فرهنگی داشته و مجسمه‏ها تحت‏تأثیر سیاست‏های دربار و دیدگاه‏های طبقۀ نخبگان و روشنفکران عصر پهلوی با اهداف سیاسی، اجتماعی و فرهنگی، ساخته می‏شد و در معرض نمایش عموم قرار می‏گرفت. بااین‏همه مجسمه‏ها با توجه به موضوع اثر و تحت‏تأثیر شرایط و تحولات سیاسی با واکنش‏های متفاوتی از سوی مردم مواجه می‏شد.کلیدواژه‏ها: مجسمه، پهلوی اول، ملی‏‌گرایی، مدرن‏‌سازی، کارکرد سیاسی-فرهنگی