از تنوع فرهنگی تا مهندسی فرهنگی؛ چالشی بین حقوق بشر و حقوق شهروندی
نویسندگان
1 استاد گروه حقوق بینالملل و عمومی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2020.282599.2029چکیده
مهندسی فرهنگی و تنوع فرهنگی در حقوق داخلی تنها ضمن و ذیل حقوق شهروندی معنا دارد و این دو در حقوق بینالملل به شکل وضعی در قالب گفتوگوی بینفرهنگی میتوانند مقبول ملل باشند. با این حال آثار حقوقی تنوع فرهنگی بسته به مخاطب آن متفاوت است. با این مفروض که بین حقوق بشر و حقوق شهروندی تفاوتی فاحش در حد حقوق بینالمللی و حقوق ملی وجود دارد، قبول تنوع فرهنگی در سطح نظام حقوقی بینالملل میتواند همسو با حقی بشری تفسیر شود که البته برای اجرا و ضمانت آن تفاهم بینالمللی لازم است، درحالیکه تنوع فرهنگی بهعنوان حق شهروندی همواره مبتنی بر حقوق داخلی و ملی، قابل شناسایی است. ازاینرو الزامات هریک متفاوت است، البته آثار آن دو هم متغیر. یکی از مهمترین آثار حقوقی به رسمیت شناختن تنوع فرهنگی بهمثابۀ حقوق بشر، قبول ارزش ثابت و مساوی همة فرهنگهای بشری در سطح جهانی است که البته ارادة دولتها باید بر حفظ کامل ارزش تنوع فرهنگی همچون تنوع زیستی در طبیعت باشد. قبول این فرضیه به قبول عدم نسبیت در فرهنگ و سد مهندسی فرهنگی در حقوق داخلی منجر خواهد شد، درحالیکه با فرض قبول تنوع فرهنگی بهعنوان حقوق شهروندی، عملاً فرهنگ نسبیتپذیر و مهندسی فرهنگی مشروع جلوه میکند.