بررسی ارتباط بین سواد سلامت و میزان خودمراقبتی در جمعیت حاشیه‌نشین تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

نویسندگان

1 استاد آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، مرکز تحقیقات کنترل عوامل زیان‌آور محیط و کار، دانشکده بهداشت و ایمنی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران

2 کارشناسی‌ارشد MPH، دانشکده بهداشت و ایمنی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران

3 استادیار مدیریت فناوری اطلاعات سلامت، عضو هیئت‌علمی دانشکده پیراپزشکی دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران

4 استادیار آموزش بهداشت و ارتقای سلامت، مرکز تحقیقات کنترل عوامل زیان‌آور محیط و کار، دانشکده بهداشت و ایمنی، دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی، تهران، ایران

doi
چکیده

زمینه و هدف: سواد سلامت را می‌توان به‌صورت توانایی خواندن، درک و عمل کردن براساس توصیه‌های بهداشتی و خودمراقبتی به معنی پیروی از یک شیوه زندگی سالم به‌منظور پیشگیری از بیماری‌ها تعریف کرد. سواد سلامت، یکی از اجزای مهم در خودمراقبتی محسوب می‌شود. هدف از این مطالعه، بررسی ارتباط بین سواد سلامت بر میزان خودمراقبتی و اتخاذ رفتارهای پیشگیرانه توسط مردم می‌باشد. مواد و روش‌ها: این مطالعه به‌صورت توصیفی- تحلیلی روی 359 نفر ساکن در حاشیه شهر سبزوار انجام شد. داده‌ها به روش پرسشگری با پرسش‌نامه جمع‌آوری گردید. داده‌های جمع‌آوری شده با استفاده از نرم‌افزار SPSS16 (آمار توصیفی و تحلیلی) و با آزمون‌های همبستگی، T test و ANOVA تجزیه‌وتحلیل شد. یافته‌ها: بیش از نیمی از افراد موردمطالعه، از سطح سواد سلامت کافی با 54/9 درصد برخوردار بودند و فقط 5 /7درصد افراد سطح سواد سلامت ناکافی داشتند. ضمن اینکه 37/6 درصد افراد نیز دارای سطح سواد سلامت مرزی بودند. میانگین سواد سلامت در مردان 13/6± 84/49و میانگین سواد سلامت در زنان 14/02±86/67و در دو جنس، تفاوت معنی‌داری نداشت. از مجموع 359 نفر مشارکت‌کننده، امتیاز خودمراقبتی 206 نفر (57/4درصد) از مشارکت‌کنندگان در حد متوسط بود و بقیه افراد با تعداد 153 نفر (42/6درصد) در حد ضعیف بودند و هیچ‌کدام از مشارکت‌کنندگان، امتیاز در حد قوی را کسب نکردند. بین سواد سلامت کل و خودمراقبتی کل، ارتباط معنی‌داری وجود نداشت ولی بین سواد سلامت کل با ابعادی از خودمراقبتی شامل تحرک/ خستگی، احساس خوشحالی، عملکرد اجتماعی و درد، ارتباط معنی‌داری وجود داشت. همچنین خودمراقبتی کل فقط با بعد مهارت انجام فعالیت از ابعاد سواد سلامت، ارتباط معنی‌داری داشت و با سایر ابعاد آن، ارتباط معنی‌داری نداشت. نتیجه‌گیری: هر چند بین سواد سلامت کل و خودمراقبتی کل، ارتباط معنی‌داری وجود نداشت ولی بین سواد سلامت کل با ابعادی از خودمراقبتی؛ شامل تحرک/ خستگی، احساس خوشحالی، عملکرد اجتماعی و درد، ارتباط معنی‌داری وجود داشت. با توجه به اینکه تنها نیمی از افراد سواد سلامت کافی داشتند و هیچ‌یک از افراد از وضعیت خودمراقبتی مطلوبی برخوردار نبودند؛ انجام اقدامات مؤثر برای افزایش میزان سواد سلامت افراد و به دنبال آن، ارتقای خودمراقبتی به‌طور جدی توصیه می‌گردد.