اصلاحات قاضیعیسی ساوجی در زمان سلطان یعقوب آق قویونلو: گذار از سنّت مغولی به سنّت ایرانی
نویسندگان
1 دانشیار، گروه تاریخ، دانشکدۀ ادبیات، دانشگاه الزهرا(س)، تهران، ایران
doi
10.30465/hcs.2025.47750.2892چکیده
اصلاحات از راهکارهای مدیریتی و افزایش توانمندی حکومتها، از دیرباز مورد توجه نخبگان قدرت بود است. اما ماهیت، روش، چگونگی و گسترۀ اجرای آن بنا به ضروتهای جامعه تعیین میشد. نخبگان آققویونلو در سه مقطع دست به اصلاحات زدند که یکی از این اصلاحات دوره سلطان یعقوب و به همت قاضی عیسی ساوجی صدر انجام شد. اصلاحات قاضی عیسی در تداوم اصلاحات دوره حسنپادشاه بود. از یک سو، سنّت مغولی با سقوط حکومتهای مغولی تضعیف شده و جوابگوی نیازهای جامعه ایرانی به ویژه نخبگان قدرت نبود. از سوی دیگر، جامعه ایرانی جهش بلندی به سوی احیاء سنتهای اسلامی– ایرانی برداشته بود. زیرا علاج دردهای خود را در این سنت ها میدید. این مقاله با تحلیل مضمونی روایتهای تاریخی این دوره، سعی دارد زمینه، علل، ماهیت و موانع اصلاحات قاضی عیسی ساوجی را مورد تحلیل قرار دهد. هرچند اصلاحات قاضی را میتوان به عنوان یک حلقه از تداوم فکری و ضرورت تاریخی اصلاحات در ایران دانست؛ اما همآهنگی منافع برخی ازگروه های اجتماعی ایرانی( عالمان دینی) و ترکی (نظامیان) در تداوم سنّت مغولی، شکست و نابودی عوامل این اصلاحات را فراهم ساخت. یافتهها نشان میدهد، غلبۀ سران ایلات به قدرت و همکاری علما و سیورغال داران با آنان، مانع مهمی در کامیابی اصلاحات بود. داده های تاریخی نشان داد که اصلاحگران بر خلاف مخالفان از حمایت مردمی بر خوردار نبود. آنان باتکیه بر قدرت حکومتی وموافقت سلطان به اصلاح دست زده بودند. اما قدرت سلطان درنظام سیاسی مبتنی بر ایل کفایت نمیکرد. سلطان بدون همراهی سران ایلات از قدرت برتر برخوردار نبود. کلیدواژهها: ایران، آق قویونلوها، سلطان یعقوب، قاضی عیسی ساوجی، اصلاحات