گسترة نقش دولت در تنظیم و نظارت بر حرفه وکالت دادگستری
نویسندگان
1 استادیار، گروه حقوق بینالملل، دانشکدة حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران
2 استادیار، گروه حقوق، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه مازندران، مازندران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2019.281650.2014چکیده
برای تحقق ارزشهایی مانند حاکمیت قانون، حمایت از حقها و آزادیهای بشری و تحقق عدالت، در نظامهای حقوقی تمهیدات مختلفی اندیشیده میشود تا استقلال حِرف مرتبط با این ارزشها بهخصوص استقلال قضایی تأمین شود. استقلال حرفۀ وکالت نیز البته با درجة اهمیت کمتری نسبت به استقلال قضایی، مورد توجه قرار گرفته است. نوشتار حاضر بر تبیین قلمرو استقلال نهاد وکالت و تعیین حدود نظارت دولت بر آن تمرکز دارد و با آگاهی از جامع نبودن تحقیقات موجود در ادبیات داخلی در این خصوص، با پیشفرض گرفتن وکالت بهمثابۀ خدمتی عمومی که نگاهی نو به این حرفه است، با رویکرد توصیفی-تحلیلی میکوشد تا مفهوم و قلمرو این استقلال و گسترة نقش دولت در تنظیم و نظارت بر حرفۀ وکالت را به لحاظ مسئولیت آن در تأمین خدمات عمومی بررسی کند. با تلقی حرفۀ وکالت بهمثابة یک خدمت عمومی و بهتبع توجه به الزامات حقوقی و مدیریتی آن، مفهوم، مبانی و حدود این استقلال را میتوان در ارتباط با وظایفی که دولت در تأمین خدمات عمومی بر عهده دارد، درنظر داشت. البته چنین رویکردی مبتنیبر تقلیل ارزش و اهمیت استقلال نهاد وکالت نیست، بلکه آن را در بستری منطقی و مبتنی بر ماهیت و سرشت کارکرد دولت بهخصوص در نظام حقوقی کشورمان قرار میدهد.