رئالیسم جادویی و تاریخ چند نگاره در رازهای سرزمین من

نویسندگان

1 گروه زبان و ادبیات انگلیسی، دانشکده ادبیات فارسی و زبان های خارجی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ‌ایران

doi
10.22059/jor.2026.405376.2763
چکیده

رازهای سرزمین من، نوشتۀ رضا براهنی، روایتی چندپاره از حوادث تاریخی ایران چند سال پیش و پس از انقلاب اسلامی است. درحالی‌که انقلاب اجتماعی در پس­زمینه حوادث رخ می­دهد، رمان به بررسی انقلاب­های درونی افراد می­پردازد. نویسندگان مقاله حاضر تلاش دارند با کنکاش در عناصر رئالیسم جادویی این اثر، نشان بدهند چگونه رمان براهنی معنایی بومی از زندگی را زنده می­کند و با درهم آمیختن خرده روایات افراد، دست­یافتن به ابرروایت­ها را زیر سؤال می­برد. مهم‌ترین عنصر رئالیسم جادویی که در این راستا به خدمت گرفته می­شود تاریخ چندنگاره است که با کارکردی انتقادی مرز­ بین واقعیت و خیال را درمی­نوردد. در این مقاله از آرای فردریک جیمسون درباره رئالیسم جادویی و ارتباط بین انسان، تاریخ و بازنمایی سود جسته­ایم تا نشان بدهیم رازهای سرزمین من منطق نویی از رابطه بین انسان و تاریخ را مطرح می­کند که با منطق گریزی رئالیسم جادویی هم­عنان است.