مفهوم قانون اساسی در اندیشة کارل اشمیت

نویسندگان

1 استادیار حقوق عمومی، گروه حقوق، دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه بوعلی سینا، همدان، ایران

doi
10.22059/jplsq.2019.288185.2149
چکیده

کارل اشمیت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین متفکران حقوقی قرن بیستم دارای اندیشة پیچیده و دشواری است. وی در حوزة حقوق عمومی هم دربارة مبانی این رشته و هم در خصوص مفاهیم آن سخنان متفاوتی گفته است. قانون اساسی به‌منزلة یکی از کلیدی‌ترین مفاهیم حقوق عمومی از مفاهیمی است که اشمیت در خصوص آن سخنانی مهم گفته است. او فهم رایج و مدرن از قانون اساسی به‌عنوان سند برتر و مکتوب را نمی‌پذیرفت و با تفکیک میان اساس و قانون اساسی تمرکز نظریة خود را بر روی مفهوم اساس گذاشت و از چهار نوع اساس مطلق، اساس نسبی، اساس پوزیتیو و اساس ایده‌آل سخن گفت. بیشترین مخالفت او با اساس نسبی یعنی همان برداشت رایج از قانون اساسی بود و آن را نوعی انحراف از مفهوم واقعی اساس می‌دانست. اساس در اندیشة او نسبت دقیقی با مفهوم قدرت مؤسس و مردم دارد و نقشی مهم در اتحاد مردم بازی می‌کند. در این مقاله کوشش شده است دیدگاه‌های اشمیت در این زمینه بررسی شود.