کارکرد قواعد آمره در حوزۀ اعمال یکجانبة دولتها
نویسندگان
1 استادیار پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران ،کیش، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران، کیش، ایران
doi
10.22059/jplsq.2020.299419.2360چکیده
مفهوم قاعدۀ آمره از طریق حقوق معاهدات وارد حقوق بینالملل شده و امروزه به یکی از مفاهیم مهم و تأثیرگذار حقوق بینالملل تبدیل شده است. کارکرد اصلی و رسماً پذیرفتهشدۀ قواعد آمره، بطلان هر معاهدۀ مغایر با یک قاعدۀ آمره است. برخی دولتها برای نیل به مقاصد و گریز از محدودیتهای ناشی از قواعد آمره از جمله به اعمال یکجانبه متوسل میشوند، چراکه با توجه به خلأ موجود در حقوق بینالملل، آن اعمال را بری از تأثیرپذیری از قواعد آمره تلقی میکنند. در سالهای اخیر قواعد آمره با توسعة کارکردی در حوزههای دیگری به جز حقوق معاهدات مواجه بوده است. در این مقاله کارکرد قواعد آمره در حوزۀ اعمال یکجانبة دولتها بهمنظور احراز این امر بررسی خواهد شد که آیا تعارض عمل یکجانبة دولتها با یک قاعدۀ آمره برای آن عمل آثاری حقوقی در پی خواهد داشت و در صورت تأثیرگذاری قاعدة آمره بر اینگونه اعمال، آیا کارکرد آن در حوزۀ اعمال یکجانبه مشابه کارکردش در حوزۀ حقوق معاهدات است یا کارکردی متفاوت دارد.