اوزان شعری در دیوان شهریار
نویسندگان
doi
10.22034/perlit.2026.70791.3907چکیده
در نظر ادیبان کلاسیک، وزن وجه ممیزۀ شعر از نثر بود. شهریار در مصاحبههای خویش نشان داده که چنین نظرگاهی دربارۀ شعر را پذیرفته و کلام بدون وزن را شعر به شمار نمیآورد. ما در این مقاله برآنیم تا به سه پرسش اصلی دربارۀ وزن شعر شهریار پاسخ دهیم. نخست اینکه بسامد استفاده از اوزان در کلیت دیوان و سپس در تکتک ژانرها چگونه است؟ پاسخ به این پرسش گستردگی دایرۀ اوزان را در دیوان او نشان میدهد. سوای شعرهای آزاد شهریار، که از دایرۀ بررسی ما بیرون است، او از سی و هشت وزن عروضی استفاده کرده است. بیشترین این اوزان در غزلیات و کمترین آنها در مثنویهاست. پرسش دوم این است که تنوع اوزان در هرکدام از ژانرها چگونه است؟ شهریار در هرکدام از ژانرها بنا بر اقتضائات ژانریک، از برخی اوزان بیشتر و از برخی دیگر کمتر استفاده کردهاست. ما وضعیت کاربست اوزان را در هر ژانر جداگانه بررسی میکنیم. پرسش سوم اینکه آیا ارتباطی ذاتی میان وزن با مضمون و ژانر وجود دارد؟ یعنی آیا میتوان گفت هر ژانری و هر وزنی برای بیان مضمون خاص و معینی مناسب است؟ بررسی ما نشان میدهد که چنین ارتباطی وجود ندارد و این شاعران هستند که با انکشاف و اکتشاف قابلیتهای بالقوۀ اوزان، آنها را در زمینههای معنایی–عاطفی متعدد و متنوع به کار میبرند. کار شاعران کشف همین قابلیتهای اوزان و بالفعل کردن آنهاست. شهریار با عنایت به تجارب متعدد و متنوع شعری نشان داده که کاشف این قابلیتهاست. مقاله سعی میکند این توانایی شهریار را نشان دهد.