تأثیر و بازتاب نظام طبقاتی و استبدادی در متون تعلیمی منثور فارسی (با تکیه بر اندرزنامههای سیاسی قرن پنجم تا هفتم)
نویسندگان
doi
10.22034/perlit.2020.10286چکیده
ادبیات و اجتماع تأثیر متقابلی بر یکدیگر دارند و ادبیات را می توان بازتاب واقعیت های اجتماعی دانست. یکی از جلوه های تأثیرگذاری، تأثیری است که نظام طبقاتی و حکومت استبدادی بر اجتماع و روابط افراد می گذارد و ادبیات بهعنوان اصلی ترین نمود اجتماعی آن را در خود بازتاب می دهد. نظام طبقاتی (سلسلهمراتبی) یک سیستم فراگیر اجتماعی است که در آن مردم به چند طبقۀ مجزا تقسیم میشوند و بر اساس آن عدهای خود را برخوردار از حقوق کامل شهروندی دانسته و مابقی را از ابتداییترین حقوق محروم میسازند. پذیرش و تأکید بر تفاوت، اختلاف، تضاد، و بهطورکلی نابرابری از ویژگی های چنین نظامی است. چنین نظامی منجر به شکل گیری حکومت استبدادی می شود که مؤلفه های آن تقدّس پادشاه و تک گویی است و شاکله آن را ترس تشکیل می دهد. این نظام بر نگرش ها و اعتقادات، خلقوخوی افراد، و شیوه بیان مطالب تأثیر می گذارد؛ به گونه ای که زبان ادبی بهسوی بیان غیرمستقیم و پند و اندرز گرایش می یابد و سمتوسوی توصیه ها نیز در خدمت تأمین منافع و مصالح طبقه حاکم و قدرتمند جامعه قرار می گیرد. اندرزنامه های سیاسی که با هدف تأثیرگذاری بر رفتار سیاسی حاکمان تدوین شده اند می توانند محمل مناسبی برای بازتاب این نوع از ساختار اجتماعی و نظام حکومتی باشند. ازاینرو، این مقاله سعی دارد با شیوه ای تحلیلیتوصیفی به بررسی این تأثیرات و بازتاب آن در برجسته ترین متون تعلیمی نثر فارسی که عمدتاً ذیل اندرزنامه های سیاسی قرار می گیرند، بپردازد.