بررسی زمان در حکایتهای کلیلهودمنه بر اساس نظریه زمان در روایت
نویسندگان
doi
چکیده
در روایتشناسی ساختارگرا برای هر روایتی دو نوع زمان مطرح است: زمان متن، زمان داستان. ترتیب، دیرش و بسامد در حیطه «زمان متن»، زمان تقویمی و زمان حسی و عاطفی در گسترة «زمان داستان» از مباحث اصلی زمان در دانش روایتشناسی است. اگرچه نظریهپردازی دربارة شگردها و روشهای زمان در روایتهای تاریخی و ادبی بحثی تازه بوده و به قرن بیستم باز میگردد اما شیوة روایتگری داستان در داستان کلیلهودمنه ، زمینة مناسبی برای طرح مؤلفههای اصلی زمان در این اثر فراهم آورده است. مقاله حاضر نتیجه پژوهشی است که به شیوة توصیفی-استقرایی و بر اساس نظریه «زمان در روایت» به بررسی زمان در حکایتهای اصلی و فرعی کلیلهودمنه پرداخته است. نتایج پژوهش نشان میدهد که حکایتهای کلیلهودمنه همخوانی معناداری با ویژگیهای «زمان متن» دارد. چنانکه در «دیرش» به ترتیب مکث توصیفی، صحنة نمایش، خلاصه و حذف، بسامد بیشتری دارد؛ در «ترتیب» فراوانی کاربرد پسنگاه بیشتر از پیشنگاه است و در بحث «بسامد»، به بسامد بازگو، بیشتر از بسامد مکرر توجه شده است. این دستاوردها نشان میدهد کتاب کلیلهودمنه با وجود داشتن نثری فنی، دارای شیوهای اعتدالی در روایت حکایتهاست و هرگز اطنابش بیشتر از ایجاز و اعتدالش نیست.