کودک‌نمایی در شعر سپهری

نویسندگان
doi
چکیده

کودکانه ­ نگری، بُعدی از دنیای فکری و شعریِ سهراب سپهری است که اَشکال آن در شعر وی خود ­ نمایی می­کند. او از سرمایه ­ های کودکی به عنوان دست­مایه ­ های شعری بهره ­ گرفته است. سپهری لحنی صمیمی و صادقانه و در عین ­ حال ساده که می­توان آن را تلفیقی از زبان کودکانه و شاعرانه و نمادین تلقی کرد، برای تبیینِ کشف و دریافت ­ های عرفانی خود به کار می ­ گیرد. تخیل دورپرواز وی همچون خیال­پردازی ­ های بی ­ مرز کودکانه درصددِ ایجاد مناسبات و روابط تازه بین اشیا و پدیده­ها برمی­آید و از این رهگذر، توفیق ­می­یابد تصاویر بدیع، غریب و بی­سابقه­ای بیافریند که تنوع و تازگی آنها، بازتاب­های ناهمگون و متنوعِ تخیل کودکانه را به یاد می­آورد. سپهری چون کودکان با نگاهی فارغ از عادات، پیش­داوری و زمینه­های ذهنی، به امور و پدیده­ها می­نگرد؛ بدین واسطه، می­تواند جریانی از تازگی، شگفتی و احساس لذتی را مشابه آنچه برای کودکان قابل تجربه است، در شعر خود بازتاب دهد. مقالۀ حاضر بر قرابت­های نگرش عرفانی سپهری و نگاهِ کودکانه تأمل می­کند و در صدد برآمده اَشکال آن را در اندیشه، عاطفه، تخیل و زبانِ سپهری کشف و تبیین نماید.