جنسیت، بدنمندی و امکانهای پدیدارشناسی فمینیستی
نویسندگان
1 دکترای جامعهشناسی، دانشگاه الزهرا، پژوهشگر در اندیشکده بانوان جهاد دانشگاهی الزهرا
doi
10.30465/os.2024.48297.1960چکیده
حدود پنج دهه است که پدیدارشناسی فمینیستی بهعنوان یکی از حوزههای جدید و متاخر در سنت پدیدارشناسی، به بازاندیشی در مبانی این مکتب پرداخته و اکنون بهعنوان یک حوزه مستقل و مهم شناخته میشود. این جریان که آغازش به سیمون دوبووار نسبت داده میشود، بر پایه خوانش پدیدارشناسی ادراک موریس مرلوپونتی و پتانسیلهای موجود در آن شکل گرفته است. با انحراف از سنت هوسرلی، این رویکرد بهطور خاص بر سوژه بدنمند متمرکز شده و موضوعاتی مانند جنسیت و تفاوت جنسی را در کانون توجه خود قرار میدهد. مقاله حاضر تلاشی است برای بررسی شکلگیری و روندهای برجسته در این حوزه، با تمرکز دقیق بر نکات نظری و روششناختی آن. نتایج مطالعه نشان میدهد که رویکرد غالب در این زمینه متعلق به نظریهپردازان فمینیست در سنت ساختارگرایی و پساساختاری است. همچنین، نقدهای درونی در این حوزه بهدنبال بازیابی جایگاه تجربه در تولید دانش و همچنین پرداختن به جنبههای غیرگفتمانی آن بودهاند.