مدل‌سازی شاخص آسیب‌پذیری نرخ ارز: رویکردی نوین برای سنجش تاب‌آوری و بررسی تحولات ساختاری بخش‌های اقتصادی ایران (۱۳۸۳–۱۴۰۰)

نویسندگان

1 دکترای اقتصاد، پژوهشگر مرکز پژوهش کاربردی اقتصادی اجتماعی قدر

doi
10.48308/jem.2026.241289.2005
چکیده

این پژوهش به تحلیل تحولات ساختاری آسیب‌پذیری ارزی بخش‌های اقتصادی ایران در دوره زمانی ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۰ می‌پردازد. با توجه به نوسانات مزمن نرخ ارز به‌عنوان یکی از چالش‌های پایدار اقتصاد ایران، شناسایی و پایش تغییرات نقاط ضعف ساختاری در برابر این شوک‌ها ضرورت دارد. بر این اساس، تحقیق حاضر با بهره‌گیری از رویکرد داده-ستانده و معرفی «شاخص آسیب‌پذیری ارزی» به سنجش حساسیت بخش‌ها می‌پردازد. نوآوری اصلی پژوهش در دو بعد قابل تبیین است: نخست، تلفیق پویا و وزنی وابستگی وارداتی با نقش استراتژیک هر بخش در شبکه تولید داخلی (پیوندهای پیشین و پسین)؛ دوم، ارتقای دقت روش‌شناختی از طریق همسان‌سازی طبقه‌بندی بخش‌ها و به‌کارگیری روش «تعدیل دوطرفه» برای محاسبه جداول به قیمت‌های ثابت سال پایه ۱۳۹۰. یافته‌های حاصل از داده‌های واقعی نشان می‌دهد که کانون آسیب‌پذیری اقتصاد ایران طی این دوره دستخوش یک دگردیسی عمیق شده است؛ به‌طوری‌که از «صنایع مادر و زیرساختی» با پیوندهای داخلی گسترده در سال ۱۳۸۳، به سمت «بخش‌های خدماتی و انرژی» در اواسط دهه ۹۰ و در نهایت به «تولیدکنندگان کالاهای سرمایه‌ای و بادوام» در سال ۱۴۰۰ انتقال یافته است. نتایج سال ۱۴۰۰ حاکی از آن است که آسیب‌پذیری اقتصاد ایران، لزوماً ناشی از واردات مستقیم کالای نهایی نیست، بلکه از وابستگی شدید صنایع پیچیده به «گلوگاه‌های زنجیره تأمین داخلی» (پیوندهای پسین قوی) نشأت می‌گیرد. این تصویر شفاف از پویایی آسیب‌پذیری، ضرورت چرخش سیاست‌گذاری از «کنترل واردات» به سمت «مدیریت جریان تولید در حلقه‌های واسطه‌ای و سرمایه‌ای» را برجسته می‌سازد.