مفهوم همبستگی بینالمللی و تأثیر آن بر ساختار حقوق بینالملل نوین
نویسندگان
1 استادیار و عضو هیأت علمی پردیس بین المللی کیش، دانشگاه تهران، کیش، ایران
2 دانشجوی دورۀ دکتری پردیس بینالمللی کیش دانشگاه تهران، کیش، ایران
doi
10.22059/jplsq.2019.276075.1928چکیده
تکامل حقوق بینالملل موجب گذار از دوران همزیستی و در نتیجه آغاز عصر همکاری میان واحدهای دولتی مستقل شد، اما از نیمۀ دوم قرن بیستم بهتدریج مفهومی جدید در برخی اسناد حقوق بینالملل پدیدار شد که به جامعۀ بشری و حقوق بینالملل از زاویهای دیگر مینگرد و تمرکز خود را بر اولویت ارزشها و منافع مشترک قرار داده است. بررسی قواعد حقوقی و اسناد بینالمللی نوین نشاندهندۀ تأثیرپذیری آنها از اصل همبستگی بینالمللی است، بهگونهای که میتوان ادعا کرد حقوق بینالملل نوین در حال عبور از مرحلۀ دولتمحوری و پا نهادن به عرصة دیگری است که ناظر بر جامعۀ بینالمللی در کلِ آن است. تحدید پیشروندۀ حاکمیت دولتها به نفع مصالح جامعۀ بشری تحت تأثیر اصل همبستگی در نهایت میتواند موجبات تحول ساختاری در نظام حقوقی بینالمللی را بهمنظور اولویت دادن به منافع و ارزشهای عالی جامعۀ بینالمللی فراهم آورد و آن را به واقعیتی عینی تبدیل کند.