بررسی عملکرد عدلیه کرمانشاه در دادرسی برخی از پروندههای قضایی (با تکیه بر روند فرجام خواهی1306 – 1320ش)
نویسندگان
1 استادیار، گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی، دانشگاه رازی، کرمانشاه، ایران
doi
10.30465/hcs.2024.47221.2871چکیده
دوران پهلوی اول با اصلاحات ساختاری در نظام قضائی و تأسیس عدلیه نوین همراه بود. در این میان، عدلیه کرمانشاه بهعنوان یکی از شعبههای استانی، باچالشهای متعددی ازجمله نفوذ قدرتهای محلی و صدور آرای ناعادلانه مواجه بود. از سوی دیگر، عدلیه مرکز بهعنوان نهاد بالادستی، نقشی اساسی در بازبینی و اصلاح آرای صادره از شعب استانی، بهویژه کرمانشاه ایفا میکرد. این پژوهش، عملکرد دستگاه عدلیه کرمانشاه در رسیدگی به پروندههای قضائی را بررسی کرده و نقش عدلیه مرکز در فرایند فرجامخواهی و اصلاح آرای صادره را مورد تحلیل قرار داده است .بر این اساس پژوهش حاضر با اتخاذ روش توصیفی-تحلیلی مبتنی بر اسناد و مدارک تاریخی، ساز و کارهای دادرسی پرونده های عدلیه کرمانشاه را بررسی و سپس نقش عدلیه مرکز در روند فرجامخواهی آراء و همچنین نقاط قوت و ضعف این فرآیند را تحلیل و بررسی نموده است. پرسش اصلی تحقیق این است که تا چه حد عدلیه کرمانشاه در دادرسیها موفق بوده و در روند بررسی آراء در جریان فرجام خواهی نقش عدلیه مرکز در اصلاح و بازبینی احکام صادره چگونه بوده است. یافتههای تحقیق نشان میدهد که هرچند عدلیه کرمانشاه در برخی پروندهها موفق عمل کرده و جانب عدالت رعایت شده، اما اعمال نفوذ افراد قدرتمند، مداخلات مامورین محلی با وجود ساختارهای ناکارآمد، در مواردی موجب صدور آرای ناعادلانه شده است. در چنین مواردی با طرح فرجام خواهی، عدلیه مرکز در برخی موارد به اصلاح آرای ناعادلانه و یا به نقض و رد آراء پرداخته است لیکن در جریان فرایند های دادخواهانه، احقاق حقوق و عدالت قربانی فشارهای سیاسی، اجتماعی و مناسبات ناعادلانه میشده است.