نقش سازمانهای بینالمللی در پیوند نظامآموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی (۱۳۲۸-۱۳۵۷.ش)
نویسندگان
1 استادیار، گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 استادیار، گروه فلسفه و کلام اسلامی، دانشگاه امام صادق (ع)، تهران، ایران
3 دکتری فلسفۀ تعلیم وتربیت، دانشکدۀ علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
4 دانشیار، گروه فلسفه تعلیم و تربیت، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.30465/hcs.2024.45861.2818چکیده
نظام آموزشی جدید، یکی از مهمترین نهادها در فرآیند ساخت اجتماعی ملی و بینالمللی در جوامع جدید است. تحولات نظام آموزشی ایران از زمان استقرار در دوره پهلوی اول تا انقلاب اسلامی، با مداخلات سیاسی و اقتصادی بیگانگان صورت گرفت. اما در زمینه تاثیر این مداخلات در شکلدهی به نظام آموزشی، و نقش این تحولات نهادی در ساخت اجتماعی ایران، مطالعات تحلیلی گستردهای صورت نگرفته است. پرسش اصلی ما بررسی نقش برنامه سازمانهای بینالمللی تاسیس یافته پس از جنگ جهانی دوم، در ایجاد پیوند میان نظام آموزشی ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی است. فرضیه این پژوهش، وجود ارتباط میان تحولات نظام آموزشی در ایران با برنامه تجارت آزاد جهانی در دوره پس از جنگ برای نظم جهانی دوم است و به لحاظ رویکرد، این مطالعه در حوزه رویکرد نهادی به مطالعات آموزشی قرار دارد. برای بررسی این فرضیه به روش کتابخانهای و اسنادی، به ویژه با بررسی اسناد برجای مانده از طرحهای توسعهای که توسط سازمانها و مشاوران خارجی در بازه سالهای ۱۳۲۸ تا ۱۳۵۷ تدوین شده است مورد تحلیل قرار گرفته است. نتیجه اصلی این پژوهش یافتن خطوط برنامهریزی آموزشی با محوریت «هدایت شغلی و تحصیلی» در زمینه ایجاد تقسیم کار مبتنی بر ضرورتهای بینالمللی، و همچنین تغییر در برنامه درسی مدارس در جهت گسترش سبکهای زندگی مصرفگرای شهری، در جهت توسعه مصرف کالاهای صنعتی در بستر تجارت آزاد جهانی است.