علتها و گونههای خرافهگرایی و خرافهپذیری زنان در دورۀ قاجاریه
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ،گروه تاریخ، واحد محلات، دانشگاه آزاد اسلامی، محلات، ایران
2 دانشیار گروه تاریخ، دانشکده ادبیات و علوم انسانی ، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشیار تاریخ واحد تهران مرکزی دانشگاه آزاداسلامی ، تهران ، ایران
4 دانشیار، گروه تاریخ واحد محلات دانشگاه آزاد اسلامی، محلات، ایران
doi
10.30465/hcs.2024.48026.2903چکیده
در دورۀ قاجاریه، بهعلت وجود مشکلات و معضلات عدیده، زمینه و موجبات رواج خرافه در جامعه بسیار فراهم بود. خرافهپذیری و گرایش به آن بهِویژه در جامعۀ زنان فراگیر و مستمر بود و عملی عموماً زنانه تعریف میشد. این مسئله پیآمدها و آثاری برای جامعه بهدنبال داشت. بر این اساس، پژوهش حاضر درپی بررسی چرایی و چگونگی باور و گرایش زنان به خرافه در این دوره است. برای این منظور، از روش توصیفی و تحلیل تاریخی برای تشریح فضای گفتمانی، که زنان را به اعمال و باورهای خلاف عقل وامیداشت، استفاده شد و تبیینهایی صورت گرفت که مبتنیبر خرافات است و از این زاویه به این مسئله توجه میکند. یافتههای پژوهش نشان میدهد که زنان در مناسبات نظام سنتی جامعه مسیر تعیینشدهای را میپیمودند که خروج یا عدم موفقیت در آن مشکلات و مصائب بیشماری را برای آنها بهدنبال داشت. زنان در این چهارچوب تنها میتوانستند در جایگاه همسر و مادر ایفای نقش کنند. نظام خانواده، هنجارهای اجتماعی، و نظام حقوقی برآمده از این فضای گفتمانی زنان را با چالشهای بسیاری مواجه میکرد. ترس، احساس ناامنی از موقعیت خود، عدم استقلال مالی و عاطفی، عدم هویت فردی، بیسوادی، و ناآگاهی ازجمله مواردی بودند که زنان پیوسته با آن درگیر بودند. ازاینرو، گرایش به خرافات جبران ناتوانی عملی و اجتماعی زنان بود.