حدود مداخلۀ کیفری دولت در حقوق کار در پرتو اصل حداقل بودن حقوق کیفری
نویسندگان
1 استادیار، دانشکدۀ علوم انسانی دانشگاه سمنان، سمنان، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق جزا و جرمشناسی، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2018.244819.1609چکیده
حقوق کار با هدف برقراری توازن میان منافع کارگر و کارفرما، با رویکردی حمایتگرانه از کارگران، سالها پیش پا به عرصه گذاشته است. از آن پس در اسناد بینالمللی و حقوق داخلی کشورها موازین متعددی با هدف حمایت از کارگران و تضمین شرایط انسانی برای آنها پیشبینی شده است. بدیهی است اجرا شدن این موازین در گرو توسل به ضمانتاجراهای مناسب است. یکی از اقسام این ضمانتها، مجازات ناقضان حقوق کار یا همان ضمانتاجرای کیفری است. این مقاله در پی پاسخگویی به این پرسش است که آیا کاربرد ضمانتاجرای کیفری با توجه به اصول حقوق کیفری، توجیهپذیر است یا خیر؟ نتیجه نشان میدهد که با وجود قدرت متمایز مجازات در مواجهه با نقضکنندگان حقوق کار، کاربرد این نوع ضمانتاجرا لزوماً همواره توجیهپذیر نبوده و بهتر است تنها به مواردی خاص در حقوق کار محدود باشد. کاربرد اصل حداقل بودن حقوق کیفری مؤید چنین نتیجهای است.