انسانی کردن نهاد حمایت کنسولی در پرتو تحولات حقوق بینالملل بشر؛ در پرتو رأی مشورتی شمارۀ 16 دیوان بینآمریکایی حقوق بشر
نویسندگان
1 استادیار، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی دانشگاه تهران، تهران، ایران
2 کارشناس ارشد حقوق بینالملل، دانشگاه تهران، تهران، ایران
3 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه علامه طباطبایی، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2018.255515.1713چکیده
فلسفۀ تأسیس نهاد حمایت کنسولی، حمایت از افراد در راستای استیفای حقوق آنان است. در حقوق بینالملل سنتی، دیدگاه حاکم این بوده و است که حمایت کنسولی جزء حقوق مطلق دولت است و حقی برای فرد در این فرایند در نظر گرفته نشده است. اینک این مسئله به ذهن خطور میکند که در حقوق بینالملل امروزی که فرد جایگاه بسیار رفیعی در اسناد منطقهای و بینالمللی یافته و تعهدات دولتها روزبهروز دایرۀ شمول گستردهتری یافته است و دولتها با ارادۀ خود بسیاری از حقوق و تعهدات را در قبال افراد برای خود ایجاد کردهاند، آیا میتوان رگههایی از حقوق افراد را در این کنوانسیون شناسایی کرد و به منصۀ اجرا رساند یا خیر؟ نتایج این تحقیق نشان میدهد که در پرتو تحولات جامعۀ بینالمللی و توسعۀ حقوق بینالمللی بشر و پذیرش این حقوق توسط دولتها، امروزه بهنظر میرسد که حمایت کنسولی دیگر حقی صرف برای دولتها نیست و این امر تا حدودی تعدیل شده و از نظر برخی حقوقدانان و رویههای قضایی که توضیح داده خواهد شد، حمایتهای کنسولی حقی بینابین است یا حداقل جرقههای فردی و انسانی شدن آن از نگاه تیزبین حقوقدانان بینالمللی غافل نمانده است.