رهیافتهای انتقادی آخوندزاده به حکومت صفویه
نویسندگان
1 دانشیار پژوهشکده تاریخ پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/hcs.2023.43687.2744چکیده
آخوندزاده از روشنفکران پیشگام ایرانی است که با وجود تحصیلات سنتیاش در ایران، تحت تأثیر محیط فکری قفقاز به عقبافتادگی ایران پی برد و درصدد ریشهیابی علل نابرابری ایران با دنیای غرب برآمد و در این راه به طرح مباحثی مهم هر چند عجولانه و گاه غیر محققانه پرداخت. یکی از مباحثی که او بر آن تمرکز کرد، تأمل دربارۀ تاریخ وگذشته تاریخی ایران بود که وی آن را به دو قسمت دوره طلایی باستان و عصر خشونت بار اسلامی تقسیم نمود. او تهاجم اعراب مسلمان به ایران را یکی از عوامل این نابرابریها دانست. لذا نسبت به عصر اسلامی رویکردی سخت انتقادی در پیش گرفت و نحوی غیرمحققانه حکومتهای سامانی و ایلخانی را در یک ردیف نهاد. حال با توجه به این رویکرد، مسأله اصلی این نوشته این است که نگرش آخوندزاده نسبت به صفویه چیست و آن را چگونه ارزیابی و تحلیل کرده است. نگارنده با روشی توصیفی –تحلیلی به این نتیجه میرسد که آخوند زاده بر دو مساله تأکیدی خاص دارد: نخست، خرافات و دیگری آغاز عصر جدید در غرب و مواجهۀ ایرانیان با آن. با این دو رویکرد تاریخ صفویه برای وی اهمیت خاصی یافته است. چنانکه در دو نوشته اختصاصی یعنی «ستارگان فریب خورده ( یوسف شاه)» و «نقد اشعار وتبار سروش اصفهانی» به تاریخ صفویه ، افکار و شیوۀ مملکتداری آنها پرداخت و در قیاس با سایر سلسلههای پس از اسلام انتقادهای به مراتب بیشتری را متوجه صفویان کرده است. تا آنجا که اغلب نقدهای او به دورۀ اسلامی بصورت تلویحی متوجه صفویه است.