حلوفصل مسئلۀ اقلیتها در پرتو رویکرد نوین حق تعیین سرنوشت
نویسندگان
1 دانشآموختۀ کارشناسیارشد حقوق بشر، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه مفید، قم، ایران و دانشجوی دکتری حقوق عمومی، دانشکدۀ حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه آزاد شیراز، شیراز، ایران
2 دانشیار، دانشکدۀ علوم سیاسی، دانشگاه مفید، قم، ایران
doi
10.22059/jplsq.2018.243651.1597چکیده
از پایان استعمارزدایی به اینسو، طرح درخواستهای جداییطلبانه در پرتو حق تعیین سرنوشت از سوی اقلیتها و واکنش خشونتبار دولتها به آن، که با نقض گستردۀ حقوق بشر و تهدید صلح و امنیت بینالمللی همراه بود، بهعنوان مسئلهای مهم، در حقوق بینالملل مطرح بوده است. با پایان جنگ سرد و پس از تحولات دههی ۱۹۹۰، رویکرد جدیدی درباره مفهوم حق تعیین سرنوشت پدیدار شد که توانست با برقراری سازش میان حق تعیین سرنوشت و اصول حقوق بینالملل ازجمله اصل یکپارچگی سرزمینی، راهحلی برای مسئله منازعات اقلیتها ارائه دهد. در این رویکرد جدید، حق تعیین سرنوشت از حق تشکیل دولت، به حقِ سازماندهیِ دولت بهوسیله مردم و اقلیتها جهتگیری داشته است. در این رویکرد، از حق تعیین سرنوشت بهعنوان مبنا و پشتوانهای برای استقرار دموکراسی و توسعۀ حقوق بشر و همچنین تضمین حقوق اقلیتها استفاده میشود. تبیین دقیق این رویکرد، با بهرهگیری از تحلیل حقوقی اسناد و مدارک مربوط، و بررسی تأثیر آن در حلوفصل مسئلۀ اقلیتها هدف اصلی این مقاله بوده است.