بازآفرینی اندیشه اقتصادی و سیاسی میرزا ملکمخان به میانجیِ نظریه «توسعه ناموزون و مرکب»
نویسندگان
1 پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی
doi
10.30465/hcs.2022.41197.2615چکیده
نظریة «توسعه ناموزون و مرکب» نظریهای است که برای اولین بار توسط لئون تروتسکی و در توضیح شکل ویژه رشد سرمایهداری و تجربه مدرنیته در روسیه و شکل ویژه تغییر اجتماعی و انقلاب در روسیه تزاری طرح شده است. یکی از نتایجی تروتسکی از این میگیرد این است که کشورهای «عقبمانده» میتوانند برخی دستاوردهای کشورهای پیشرفته را بدون پیمودن مسیر اولیه به دست بیاورند، عاملی که تروتسکی آن را «امتیاز عقبماندگی» مینامد. پژوهش حاضر تلاش میکند ضمن توضیحِ و تحلیل مبانی مفهومی نظریة مزبور، اندیشه سیاسی و اقتصادی میرزا ملکمخان ناظمالدوله، بهعنوان یکی از مهمترین شخصیتهای فکری انقلاب مشروطه ایران را از منظر نظریه «توسعه ناموزون و مرکب» مورد خوانش قرار دهد. پژوهش حاضر به طور خاص درصدد پاسخ به این پرسش است که «اصلِ توسعه ناموزون و مرکب در اندیشه میرزاملکمخان چگونه قابلردیابی است؟». در این راستا با تکیه بر رسالات وی، استدلال خواهد شد که میرزا ملکمخان در مواجهه انتقادیاش با عقبماندگی ایران در دوران قاجاریه و در آراء خود برای رفع عقبماندگی و برقراری نظام مشروطه، همواره بر مؤلفهی همزیستی جوامع و جهش از مراحل توسعه تأکید میکند که هر دوی این موارد از عناصر اصلی نظریه توسعه ناموزون و مرکب هستند. همچنین این پژوهش با تکیه بر روش تحلیلی ـ تبیینی، تلاش میکند که چرخشهای فکری و سیاسی این متفکر را از رهگذر نظریه فوق مورد واکاوی قرار دهد تا شفاف شود چرا میرزاملکمخان به صورت غیرمستقیم «امتیاز عقبماندگی» را برای ایران در نیمة دوم قرن نوزدهم یک فرصت استثنائی برای وقوع یک انقلاب میدانسته است.