بازشناسی مفهوم «أنا قَتیلُ العَبرَة» از رهگذر خوانش انتقادی رویکردهای تبیینی اندیشمندان و واکاوی پیوند «اشکریزی ـ خردورزی»
نویسندگان
doi
10.22052/hadith.2022.243296.1132چکیده
مفهومشناسی پارهگزارۀ روایی «أنا قَتیلُ العَبر ة » گرچه از دیرباز محل التفات اندیشوران حدیثپژوه بوده و به گاهِ مواجهه با آن به تحلیل نوع اضافۀ «عَبر ة » اشاره داشتهاند، اما این رهیافتها اغلب تکبُعدی بوده، عاری از غرضیابی و تحلیل چرایی کاربست «عَبر ة » در عوض «بُکاء» یا « دَمعة » در نظر میآیند. ازاینروست که واکاوی مفهوم «عَبر ة » در جهت بازشناسی مفهوم دلالی «أنا قَتیلُ العَبر ة » در وهلۀ نخست از اهمیت عطفتوجه قرار میگیرد. بدین منظور نوشتار حاضر بهشیوۀ کتابخانهای در گردآوری مطالب، و با روش توصیفیتحلیلی در پی نمایانسازی این مهم، ابتدا با زبانشناسی تاریخی و ریشهشناسی مادۀ «ع ب ر» که در گونههای نگارشی «عَبر ة / عِبر ة » با تطور معنایی از مفهوم بنیادین همراه بوده، خوانش نخستین در بازشناسی مفهوم پارهگزاره را پی جسته است. ثمرۀ این خوانش، در ارزیابی رهیافتهای اندیشوران در تبیین مفهوم «قَتیلُ العَبر ة » مورد استفاده بوده؛ اما آنچه در وهلۀ پسینی رسالت این بازشناسیِ مفهومی را بر عهده داشته، خوانش روایی مؤلفۀ «تبیین اهداف قیام امام حسین» و واکاوی پیوند «اشکریزی، پندپذیری» است. هدف قیام در ساحت اجتماعی، اصلاح جامعه و هدف فردی، عبرتآموزی مخاطب از این قیام با عبور از مرحلهای در درون، به اظهار برونی اشک بر آن است. و حاصل تتبع در مؤلفۀ اشکریزی نیز نمایانگر آن است که «عَبر ة » به نوع ویژهای از اشک اشاره دارد که بر محور «اشکِ نافع ـ گریۀ قلبی» استقرار یافته، بهطوریکه صاحبانِ لُبّ بر پایۀ پیوند «اندیشهورزی ـ عبرتگیری/ پندپذیری» بدان تمسک میجویند. بر این اساس مفهوم دلالی گزارههای مشتمل بر «قَتیلُ العَبر ة » چنین بازخوانی میگردد: من کشته شدم تا صاحبانِ خرد با تأثر، عبرت و پندگیری از داستان قیام من، اشکِ نافع ریزند و از رهگذر این گریۀ قلبی، اصلاح رفتارهای فردیاجتماعی حاصل آید.