کشف قاعدۀ حقوقی از طریق قیاس توسط دیوان بینالمللی دادگستری
نویسندگان
1 استاد، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
2 دانشجوی دکتری حقوق بینالملل، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
3 استادیار، دانشکدۀ حقوق، دانشگاه شهید بهشتی، تهران، ایران
doi
10.22059/jplsq.2019.258819.1753چکیده
قیاس در نظام حقوق بینالملل از جمله مفاهیم پیچیده و چندوجهی است که در رویۀ دیوان بینالمللی دادگستری به مناسبتهای مختلف بهکرات استفاده شده است. هرچند دیوان در بیشتر موارد در خصوص توسل به قیاس در متدولوژی سکوت اختیار کرده، اما تحلیل آرا و نظرها در خصوص این مفهوم بهطور خاص به ما کمک میکند تا ماهیت مفهوم را بهتر بشناسیم و ارزیابی بهتری از دامنۀ آن داشته باشیم. دیوان با استفاده از ظرفیتهای قیاس و نقش مؤثر آن در فرایند تفسیر، روشن کردن محتوای قواعد، دمیدن روح نوآوری و عنصر ترقی به پیکرۀ حقوق بینالملل و رفع خلأ، ابهام و اجمال در مقررات، استنباطهای اثرگذاری انجام داده که در فهم محتوا، کارکردها و معیارهای حقوقی قیاس راهگشاست. مقالۀ حاضر ضمن آنکه ابعاد فلسفی- حقوقی مفهوم قیاس و شناخت درست ظرفیتهای آن را در راستای توسعۀ حقوق بینالملل و پویایی و یکپارچهسازی آن مورد توجه قرار میدهد، بر تحلیل نقش قیاس در رویۀ قضایی دیوان بینالمللی، متمرکز شده است.