تأملی بر نگرش احسان طبری در بازخوانی تاریخ ایران باستان
نویسندگان
1 'گروه ایرانشناسی و تاریخ، دانشکده علوم انسانی، دانشگاه میبد، میبد، ایران.
doi
10.30465/hcs.2022.41426.2629چکیده
روایت مارکسیستی از تاریخ ایران در حدود دهههای 40 تا 50 ه.ش تحت تأثیر ظهور مکتب تاریخی مارکسیستی در شوروی بود که تاریخ ایران را در درون چارچوبهای نظری- مفهومی مارکسیستی روایت میکرد.احسان طبری نه در هیئت یک مورخ، بلکه بهعنوان یکی از مهمترین تئوریسینها حزب توده میکوشید تا تاریخ ایران باستان را متناسب با دیدگاههای حزبی و در راستای اهداف سیاسیاش بازخوانی نماید.این نوع بازخوانی، واجد چند خصلت پراهمیت است: نخست اینکه وی ادوار تاریخ باستانی ایران را بر اساس منطق فکری-مفهومی مارکسیستی و مطابق با فرماسیونهای پیشنهادی مارکس صورتبندی مینمود، دوم، اینکه بهتناسب مختصات نظام اجتماعی ایران، خصال فرماسیونهای اجتماعی تاریخ این دوره را نه یکدست، بلکه ترکیبی میدانست، سوم، ثنویت مزدیسنایی را در قالب پیش نمونهای از دیالکتیک مارکسیستی تحلیل مینمود، چهارم،نگرش ستایشآمیز توأم با رویکرد انترناسیونالیستی نسبت به حوزههای اجتماعی فرهنگی جامعه ایران باستان داشته است. پرسش پژوهش حاضر در مورد چگونگی نگرش تاریخی احسان طبری نسبت به تاریخ باستانی ایران است. یافتههای پژوهش حاکی از آن است که طبری تاریخ ایران باستان را در چارچوب نظری-مفهومی ویژهای که مبتنی بر منطق مارکسیستی و ماتریالیسم دیالکتیک بود، روایت مینمود این طرز روایت همراه با سویههایی از تفاخر به میراث فرهنگی و یا درواقع امر ایجاد تلفیق و آشتی میان بنیانهای ضد ملیگرایانه مارکسیستی و وطنپرستی یا وطندوستی غیرشوینیستی بود.در این پژوهش، با رویکردی تحلیلی، نگرش تاریخی احسان طبری نسبت به تاریخ باستانی ایران مورد واکاوی قرار خواهد گرفت و تلاش میشود تا مختصات این نگرش تاریخی و عوامل مؤثر بر شکلگیری آن به پرسش گرفته شود.