روایت اسطوره و داستان آفرینش ایران باستان در نمادها و حجاریهای ساسانی تاقبستان
نویسندگان
1 دانشجوی دکتری تاریخ ایران قبل اسلام ، واحد تهران مرکزی ،دانشگاه آزاد اسلامی ، تهران ، ایران
2 استادیارگروه تاریخ، واحدشاهرود، دانشگاه آزاداسلامی، شاهرود، ایران
3 دانشیارگروه باستان سنجی ، پژوهشگاه میراث فرهنگی و گردشگری ، تهران ، ایران
doi
10.30465/hcs.2022.41767.2643چکیده
در امپراطوری عظیم و یکپارچه ساسانی دین و رهبری مذهبی در بسیاری از جریانات سیاسی و فرهنگی و حتی هنری دخالت عمدهای داشتند. هنرمندان ساسانی با الهام از دانش موبدان زرتشتی و کتاب اوستا که همواره دین و اسطوره در آن ترکیب یافتهاست در طراحی و نقشپردازی کتیبهها و نقشبرجستههای ساسانی، سمبلهای اسطورهای را با تصاویر تاریخی در هم آمیختهاند و نهایت دقت را در نظرداشتند که ترکیب دین و اسطوره در شکل نماد و نشان در روایتهای تاریخی تجلییابد. این ارتباط تنگاتنک چه از لحاظ هنری و ظاهری و چه از دیدگاه فرهنگی و معنوی تعلق بزرگی به اسطورهای کهن ایرانی دارد. سوالی که این پژوهش به دنبال پاسخ دادن به آن میباشد این است که نقش هلال ماه، دو فرشته و دوگیاه حجاری شده در تاقبزرگ تاقبستان جنبه تزئینی داشتهاست یا داستان و روایتی را در دل خود بیانمی-کند؟ در این پژوهش بر اساس رویکرد تحلیلی و توصیفی؛ تزئینات و نماد و نشانهای حجاری تاقبستان کرمانشاه در قالب اندیشههای دینی و اسطورهای مورد بررسی و مطالعه قرارمیگیرد. و به این نتیجه می-رسد که هنر ساسانی تاقبستان در قالب نماد و نشانهای نقش بسته بر تاقبزرگ تجلی و بازتاب اسطوره-های آفرینش در باورهای دینی ایران باستان است.