سرگردانی تاریخ در دارالفنون: مسئله سرآغاز آموزش نوین تاریخ در ایران معاصر
نویسندگان
1 دانشیار گروه تاریخ دانشگاه تبریز
2 دانشجوی دکتری تاریخ دانشگاه تبریز
doi
10.30465/hcs.2021.38792.2534چکیده
«آموزش نوین تاریخ با دارالفنون آغاز میشود»؛ این از مفروضات پژوهشگران و مورخان حوزة تاریخ آموزش تاریخ است که دست کم در نیم قرن گذشته بر آن تکیه و تاکید داشتهاند. مسئله «سرآغاز» همواره یکی از پربحثترین مسائل در بررسی پدیدارهای تاریخی است اما مورخان در این باره بر مبنای همین پیشفرض خطا، نتایج یکسانی گرفتهاند و در تکرار آن تردید نکردهاند. پژوهش پیشرو، کوشیده با تکیه بر اسناد نویافته از جمله روزنامة وقایعاتفاقیه مدرسة مبارکة دراالفنون، صورت بودجه و مخارج مدرسه، نظامنامة مدرسه، گزارشهای رسمی، مکاتبات اداری مدرسه، روزنامهها، خاطرات، سفرنامهها و متون تاریخنگارانه این مفروض را به چالش بکشد و خطای آن را آشکار کند. مسئله اصلی که این پژوهش از آن مستخرج شده به تاثیر نهادها و رخدادهایی پرداخته که «پارادایم تاریخنویسی سنتی» در دورة قاجار را با بحران مواجه کرده بود و مدرسة دارالفنون به عنوان نخستین نهاد آموزشی نوین رسمی از این حیث مورد بررسی قرار گرفت که برنامة درسی این مدرسه در نسبت با آموزش تاریخ میتوانست در ایجاد بحران در تاریخنویسی سنتی اثربخش باشد. بنابراین به دنبال آغاز تدریس تاریخ در این مدرسه به عنوان «درس عمومی» یا «رشتة تحصیلی» در منابع تاریخی و پژوهشهای معاصر نتایج متناقضی یافت شد؛ در پاسخ به این پرسش که «آیا در دارالفنون عصر ناصری و مظفری - از آغاز تاسیس 1268 تا 1324ق - دانش تاریخ به مثابة یک رشتة تحصیلی یا یک درس عمومی مستقل تدریس میشد؟» مورخان و پژوهشگران معاصر بر مبنای پیشفرضی نادرست با اطمینان به این پرسش پاسخ مثبت دادهاند، اما منابع اصلی خلاف این نتیجه را هویدا میکند. بنابراین در این نوشتار با بررسی این پژوهشها و نقد آنها از طریق متون و منابع تاریخی از جمله اسناد نویافته به این پرسش پاسخ دادیم که آغاز تدریس تاریخ در دارالفنون چه زمان و چگونه رخ داد؟ و سرگردانی مورخان و پژوهشگران معاصر در یافتن مسئله سرآغاز به چه سبب است؟